پدرخواندههای نوظهور بعد از جنگ جهانی اول: ایالات متحده آمریکا و بریتانیا ۱۹۳۵-۱۹۲۱

ایالات متحده به جامعه ملل نپیوست، اما طبق گفته وودرو ویلسون، که به حق هم میگفت، “موقعیت ایالات متحده در جهان به طور غیر برگشتی عوض شده بود. با نبوغ این مردم و رشد قدرتمان ما تبدیل شدهایم به یک عنصر اصلی تصمیم گیرنده و تعیین کننده در تاریخ بشریت و بعد از اینکه یک عنصر تعیین کننده بشوید دیگر نمیتوانید منزوی بمانید چه بخواهید و چه نخواهید.”۱ گرچه در دهه ۱۹۲۰ آمریکا خود را در چارچوب سیاست عدم تعهد و عدم درگیری و اتحاد با دیگران حفظ نمود و از متعهد شدن به اتحاد درآمدن با قدرتهای قدیمی پرهیز کرد، جنگ جهانی اول آن کشور را تبدیل کرد به یک نیروی اصلی در امور بینالملل. ناوگان دریایی آمریکا نزدیک به بزرگی ناوگان نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بود. دومین ناوگان بزرگ تجاری جهان را داشت، و وامهای گسترده آن کشور که داده بود به متحدین، آمریکا را از یک کشور بدهکار تبدیل کرده بود به یک کشور بستانکار و اعتبار دهنده.
هرچه جهان جدید از خوشبختی اقتصادی برخوردار شد، جهان قدیم که اروپاییها و غیره باشند خود را نابود کردند. امپراتوری اتریش- مجارستان از بین رفتند، و تبدیل شده بودند به کشورهای کوچک و رقیب یکدیگر. آلمان شکست خورده بود، و بسیار ضعیف شده بود و تحت کنترل یک جمهوری ضعیف و غیر محبوب در خود شده بود، رژیمی که خود آلمانیها نسبت به آن احساس ناراحتی میکردند. روسیه توسط انقلاب و جنگ داخلی از هم پاشیده شده بود، و اراضی غربی خود را از دست به طور عمدهای داده بود. فرانسه هم گرچه پیروز شده بود، اما یک میلیون و پانصد هزار نفر کشته داده بود، که شامل بیش از یک دهم جمعیت مذکر خود که نیروی کارایی برای آن کشور محسوب میشدند. حالا میشود گفت که جنگ جهانی اول نقطه عطفی در شروع رکورد اروپا بود.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


