پیامدهای دو جنگ جهانی برساختار و تداوم امپراتوری بریتانیا
پیامدهای دو جنگ جهانی برساختار و تداوم امپراتوری بریتانیا
صدور ضرباالجل بریتانیا به آلمان در تاریخ 4 اوت 1914، بهطور رسمی و صرفاً از سوی دولت مرکزی در لندن، کل امپراتوری بریتانیا را به صورت یکپارچه وارد جنگ ساخت. این تصمیم درحالی اتخاذ شد که ایرلند در آستانهی درگیری داخلی، هند در وضعیتی ملتهب، و قلمروهای تابع در حال بلوغ سیاسی =و ملی قرار داشتند. از این رو، ناظران آلمانی چنین برداشت کردند که امپراتوری بریتانیا در آستانهی فروپاشی قرار گرفته است و اعالن جنگ از سوی لندن، میتواند ضربهی نهایی را به این ساختار فرسوده وارد سازد.1
با وجود تجربات تایخی پیشنین، آلمان ها همچنان در درک این واقعیت ناکام ماندند که بریتانیا تمام تلاش خود را برای دفاع از موجودیت خویش به کار خواهد بست. چنان که پیشتر نیز اشاره شد،« بریتانیا، بهیک پادشاهی جزیرهای کوچک که در مجاورت قاره اروپا قرار دارد- قاره ای که د ر طول تاریخ مدرن، قدرتهای نظامی عظیمی از آن برخاستهاند که در صورت امکان انتقال نیروهای زمینی خود از عرض باریک دریای میانفاصل، میتوانستند این کشور را درهم شکنند»2 – ناگزیر بود اصول کلان و بنیادینی را در سیاست و راهبردهای خود در قبال اروپا رعایت نماید. این اصول عبارت بودند از:
1) وحدت راهبردی جزایر بریتانیا؛
2)تسلط بر کانال مانش و دریای شمال؛
۳) استقالل کشورهای پست (Low Countries؛)
4)حغظ توازن قوا.3
بریتانیا همواره در پی آن بود که از قرار گرفتن بخشی از جزایر بریتانیا، از جمله ایرلند، تحت سلطه قدرتی بیگانه جلوگیری نماید. دوم آن که، این کشور درصدد تسلط بر آبراهههای باریکی بود که بریتانیا را از قاره اروچا جدا میسازند. هدف از این تسلط، کنترول مسیرهای دریایی تجاری، تضمین تداوم ورود مواد غذایی از مستعمرات و دیگر مناطق خارجی، و از همه مهمتر، پیشگیری از هر گونه تهاجم نظامی بود.
در گام سوم، بریتانیا تلاش میکرد از افتادن سواحل اروپا در مقابل مصب روئدخانه تیمز- بهویژه دهانههای اسکلت (Scheldt) و راین-بهدست یک قدرت خصمانه جلوگیری کند. و نهایتا، بریتانیا میکوشید تا مانع از آن شود که یک قدرت قارهای اروپاییبه چنان سلطه بیچون و چرایی دست یابد که استقلال کشورهای پست ( Low Countries) را تهدید کرده و زمینهساز ائتلافی قارهای علیه خود شود.


