پدرخواندههای نوظهور بعد از جنگ جهانی اول: ایالات متحده آمریکا و بریتانیا ۱۹۳۵-۱۹۲۱
وزارت امور خارجه بریتانیا عقیده داشت که بریتانیا باید عقب نشینی نماید. بریتانیا باید قول بدهد در جنگهای آینده استراتژی خود را تغییر خواهد داد و دیگر محاصره را به صورت خشونت سنتی خود اعمال نخواهد کرد. بحث بر این بود اگر بریتانیا روش خود را عوض نماید، آمریکا کمتر سختگیری خواهد کرد درباره اندازه نیروی دریایی خود. اما پس از بحث زیاد و صحبتهای متعدد، کابینه و نیروی دریایی بریتانیا در سال ۸-۱۹۲۷ مراتب را قبول نکردند، و سر موضع خود ایستادند. آنها محاصره کردن دریایی را یک ابزار حیاتی برای منافع ملی تلقی کردند، و آمادگی آن را داشتند که آمریکا را درباره گفته خودش آزمایش کنند، و مطمئن بود بریتانیا که آمریکا حرکت تلافی جویانه نخواهد کرد. به طور روزافزونی احساس میشد که از ۱۹۱۹ بریتانیا بیش از حد با آمریکا مساعدت کرده بود با کمترین پاداش در مقابل مساعدتهایش. سرموریس هنکلی، رئیس دفتر با نفوذ کابینه در ماه اکتبر ۱۹۲۸ گله داشت: “ما در منشور جامعه ملل با آمریکا مساعدت کردیم، اتحاد با ژاپن را کنار گذاشتیم، بر سر قراردادهای واشنگتن مساعدت کردیم، بر سر بدهیها به توافق رسیدیم، بر سر مسائل ایرلند مساعدت کردیم، همیشه امتیاز دادیم، و همیشه به ما گفته شد که در قدم بعدی دیدگاهشان عوض خواهد شد. ولی آنها همیشه بیش از دیگران نسبت به ما مشکوک هستند.”۱۳
دو دولت در کشورها عوض شدند، که راهی برای شکستن بن بست در پیش آید. در ماه مارس ۱۹۲۹ هربرت هوور به عنوان رئیس جمهور آمریکا سوگند خورد، و در بریتانیا رمزی مک دونالد، از حزب کارگر به نخست وزیری رسید، بعد از انتخابات ماه ژوئن. بر خلاف همکاران اسبق خود، کولدج، در آمریکا و بلدوین در بریتانیا، رهبران جدید دیدگاه نزدیک، و دقیقی نسبت به امور خارجه از خود نشان دادند. به خصوص آنها بر این عقیده بودند که خلع سلاح بیش از آن مهم به شمار میرفت که به سران نیروی دریایی واگذار گردد. کنفرانس ژنو این ایراد را آشکار کرده بود. هفته ها کار و تلاش و آمادگی در تابستانی که دو رهبر روی کار آمدند باعث شد که محیط آماده برای یک کنفرانس گردد.
برای بهتر ساختن روابط خود مک دونالد یک سفر موفقیت آمیز به ایالات متحده کرد در ماه اکتبر ۱۹۲۹. اولین بار بود که نخست وزیر بریتانیا هنگام در قدرت بودن به ایالات متحده رفته بود- شواهد بیشتری است از آنکه آمریکا در جهان از اهمیت بیشتر در امور بینالملل پیدا کرده است. نکات برجسته سفر مکدونالد به آمریکا، رژه تیکر-تیپ در نیویوک، چندین روز ملاقاتهای غیر رسمی با هوور، و یک نطق پرشور و هیجان پر از احساسات در سنای آمریکا را میتوان نام برد. این سفر همچنین کمک کرد که دید آمریکاییها نسبت به بریتانیا بهتر شود، چون مکدونالد دید آمریکاییها آن بریتانیایی کلیشهای نمودار نشد، که از تیپ اشرافیت باشد، با لفظ قلم، و حیله گر. مکدونالد اسکاتلندی بود، که یک سوسیالیست متعهد به شمار میرفت، و یک مخالف سرسخت جنگ۱۹۱۴، که با صمیمیت خود آمریکاییها را متقاعد کرد که تمایل واقعی دارد که به مسابقات تسلیحاتی پایان داده شود. روزنامه نیویورک تایمز سفر مکدونالد به آمریکا را یک سفر به اصطلاح “غلبه کننده خواند. یک موفقیت بزرگ به آن خطاب کرد. رمزی مکدونالد از هر راه ممکن با صمیمیت به صلح در جهان تحقق میدهد.”۱۴
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


