پدرخواندههای نوظهور بعد از جنگ جهانی اول: ایالات متحده آمریکا و بریتانیا ۱۹۳۵-۱۹۲۱
جدیترین سد راه همکاری بین بریتانیا و آمریکا این واقعیت بود که هر دو قدرت بزرگ بعد از جنگ جهانی اول همان اندازه که همکار بودند رقیب هم بودند. گرچه فرانسویها میگفتند و عقیده داشتند که بین بریتانیا و آمریکا اتحاد انگلوساکسنی وجود داشت، ولی در واقعیت این یک برداشت سطحی بود و واقعیت نداشت. سر ویلیام وایزمن، دیپلمات بریتانیایی بسیار نزدیک به ویلسون، و سرهنگ هاوس در زمان آتش بس جنگ نوشت درباره “هوشیاری و آگاهی روزافزون که بعد از جنگ دو قدرت بزرگ باقی خواهند ماند بریتانیا و ایالات متحده آمریکا. کدام یک از لحاظ سیاسی و تجاری بزرگتر خواهند بود؟” ۵ همینطور هم، بر همین وزن، هاوس که به لندن آمده بود بعد از قرارداد ورسای که امضا شده بود به ویلسون گفت:
تقریباً وقتی که وارد انگلستان شدم، بلافاصله،
احساس ضد آمریکایی را مشاهده نمودم. انگلیسیها
نسبت به افراد آمریکایی به طور شخصی و فردی
کاملاً با تربیت و مهمان نواز هستند مثل همیشه.
اما از ما به طور آمریکایی خوششان نمیآید.
گرچه، در حالی که امپراتوری بریتانیا بسیار گستردهتر
از ایالات متحده میباشد چه از لحاظ مساحت
و چه از لحاظ جمعیت، با اینکه انبوه ثروت
آنها شاید بیشتر از ما میباشد،
اما موقعیت ما مطلوبتر میباشد.
برای همین است که روابط بین دو کشور دارد مثل
روابط و خصوصیات بین انگلستان و آلمان
قبل از جنگ جهانی اول میشود.۶
در قلب روابط انگلستان و آمریکا در دهه ۱۹۲۰ دو موضوع قرار داشتند: یکی نیروهای دریایی، و دیگر مسئله مالی. در این دو خصوصیات که هر دو برای یک قدرت بزرگ مهم بودند، بریتانیا و آمریکا هر کدام در رده خاص خود قرار داشتند. با هم این دو کشور چارچوبی را شکل دادند که در داخل آن چارچوب کشور کوچکتر باید عمل کند. اما قدرت دریایی و قدرت مالی موضوعاتی همچنین بودند که در مرکزیت تلاش آنها برای برتری قرار داشتند. برخلاف رقابت قبل از جنگ جهانی اول بین بریتانیا و آلمان یک تلاش آرام و صلحآمیز بود. موضوع رقابت بین آمریکا و بریتانیا در موارد ذکر شده تنش زا نبود، ولی از اهمیت بالایی رقابت بین آمریکا و انگلستان برخوردار بودند برای هر دو کشور.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


