پدرخواندههای نوظهور بعد از جنگ جهانی اول: ایالات متحده آمریکا و بریتانیا ۱۹۳۵-۱۹۲۱
استینسون انگلوفیل بود، و وایت ضد نظامی تندرو. برای یک طرفدار طبیعی بریتانیا مشکوک بودن و شک داشتن نسبت به بریتانیا نمونه و شاخص آن می باشد که اوضاع بین دو قدرت بزرگ انگلستان و آمریکا چقدر وخیم میباشد.
در اوایل دهه ۱۹۳۰، در نتیجه، پس از امتیازهای بریتانیا به آمریکا، بریتانیا و آمریکا به یک توافق رسمی رسیده بودند در رابطه با قدرت دریایی، اما آن توافق شاخص و علامت همکاری واقعی بین دو دولت نبود. در مسائل مالی، همچنین، نفوذ آمریکا به طور روزافزون مشهود بود، و مجدداً روابط بین دو قدرت بزرگ به شدت تنش پیدا کرد.
در سال ۱۹۱۳ بریتانیا مرکز تجاری و مالی جهان بود. سیتی در لندن مدیریت پول بین المللی را انجام می داد، و پوند استرلینگ پول اصلی تجارت بود. نرخ تبدیل پوند استرلینگ، مثل ارزهای دیگر شناور نبود بلکه بعنوان یک نرخ ثابت تعیین شده بود با قیمت ثابت در چهارچوب طلا. این سیستم که به نام “استاندارد طلا” نامیده میشد درست شده بود که به طور اتوماتیک ثبات اقتصادی ایجاد نماید زیرا کشورهایی که تورم بالا را در خود اجازه میدادند خود را از بازار تجاری خارجی بیرون میساختند. در واقع سیستم تکیه به موقعیت عملیات خود میکرد اساسا بر روی رهبری اقتصادی بریتانیا.
جنگ جهانی اول نظم قدیم را از بین برده بود. حجم تجارت جهان در سال ۱۹۲۰ نصف حجم تجارت در سال ۱۹۱۳ بود. بریتانیا، بعد از هزینه کردن میلیونها پوند برای دفاع از نرخ تبدیل ارزی خود، مجبور به کنار گذاشتن استاندارد طلا در سال ۱۹۱۹ شد، با اغلب کشورها به جز ایالات متحده. برای هزینهها و پرداختهای جنگ متحدین و دشمنانشان بدهیهای عظیمی برای خود چه در داخل و چه در خارج به وجود آوردند. هشتاد درصد هزینهها و بهای جنگ توسط قرض گرفتن صورت گرفته بودند. بدهی که متحدین به یکدیگر داشتند به بیست و شش و نیم میلیارد دلار رسیده بود. به اضافه آن، تحت توافق ورسای، متحدین حق گرفتن غرامت از آلمان داشتند. اینها پس از بررسی کلی شد مبلغ سی و سه میلیارد دلاری شد. پیامد این افزایش عظیم در بدهی ملی و بین المللی تبدیل به تورم فوق العاده به خصوص در آلمان شد.
اکثر بانکدارها و سیاستمداران بر این عقیده بودند که برگشت به استاندارد طلا یک لزوم میباشد، اما تورم و بدهی ها اصلی ترین سد و مانع برای این کار بودند. به اضافه آن که بریتانیا حالا دیگر آنقدرها قوی نبود که رهبری را در پیش بگیرد به تنهایی خود. برای هزینه کردن در جنگ بریتانیا انبوه اموال خود را در آمریکا فروخته بود و از سال ۱۹۱۶ ایالات متحده آمریکا بانکدار اصلی متحدین شده بود. تاثیرات بر روی موقعیت بینالمللی ایالات متحده آمریکا بسیار زیاد بود. در سال ۱۹۱۳ آمریکا بدهکار خالص بود به مبلغ ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار. در سال ۱۹۱۹ آمریکا تبدیل شده بود به یک اعتبار دهنده خالص ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار. در این راه نیویورک تبدیل شده بود به یک بازار اصلی پول در جهان، با بانکهایی مانند: جی. پی. مورگانز، و نشنال سیتی بانک، با تخصص و نفوذ روز افزون برای بسیج ساختن پول آمریکا جهت سرمایهگذاری در خارج از آمریکا. در نتیجه ایجاد مجدد اقتصاد استاندارد طلا دیگر نمیتواند صرفاً تکیه بر روی سیتی در لندن بکند. این کار دیگر نیاز به مهارت، تخصص و منابع مشترک هر دو کشور بریتانیا و آمریکا، داشت همراه با تعهد و پول آنها.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


