پدرخواندههای نوظهور بعد از جنگ جهانی اول: ایالات متحده آمریکا و بریتانیا ۱۹۳۵-۱۹۲۱
قانون بیطرفی شاخص برگشت و عوض شدن سیاست ایالات متحده در قبال اروپا بود. در دهه ۱۹۲۰، گرچه آمریکا مردود شناخته بود وابستگی سیاسی را مانند جامعه ملل، از قدرت جدید اقتصادی خود سعی میکرد استفاده نماید جهت مسابقات نیروی دریایی و کمک در راستای بازسازی اروپا. اما در دهه ۱۹۳۰، ناامیدیها توسط رکود اقتصادی و دیکتاتورها، آمریکا را وادار به منزوی گرانی کرد نسبت به هر نوع جنگ. قانون بیطرفی علامت آن را داد که ایالات متحده نه از نیروی دریایی خود استفاده خواهد کرد، و نه از نیروی اقتصادی خود استفاده خواهد کرد که اروپا را در امان بسازد. چرا که ترس داشت از آنکه کشیده شود در یک جنگ دیگر. این کاملاً از سیاستهای وودرو ویلسون در ۱۹۱۸ دور بود. ارنست همینگوی، رمان نویس احساسات آمریکا را در سال ۱۹۳۵ همچنین مطرح نمود: “ما لزومی ندارد از جهنمی که در اروپا دارد میدمد بنوشیم. اروپا همیشه در حال جنگ بوده: زمانهای صلح بین جنگها در اروپا فقط آتش بس میباشند. ما احمق بودیم و گول خوردیم که کشیده شدیم برای یک بار به جنگ در اروپا و در جنگ اروپاییها شرکت کردیم، و نمیگذاریم دوباره چنین چیزی پیش آید و در جنگ اروپاییها درگیر شویم.”۳۳
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


