زندگینامه شخصیتهای کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن
1. حزب کارگر
کلمنت آتلی _ نخست وزیر بریتانیا ۱۹۴۵_۱۹۵۱
کلمانت آتلی پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه آکسفورد، وارد حرفه حقوق شد، اما در سال ۱۹۰۵ به باشگاه پسران هیلیبری در استپنی پیوست و در سال ۱۹۰۷ بهعنوان مدیر مقیم آن منصوب شد. یکی دیگر از نهادهایی که آتلی در آن خدمت کرد، مؤسسه «توینبی هال» بود که در آن بهعنوان دبیر فعالیت داشت. سالهای فعالیت او در محله فقیرنشین ایستاند لندن، دیدگاههای اجتماعی او را دگرگون ساخت و به سوسیالیسم گرایش یافت. او در سال ۱۹۰۷ به «انجمن فابیان» پیوست، هرچند نگرش آن را بیش از حد متعلق به طبقه متوسط میدانست. در سال ۱۹۰۸ عضو شاخه استپنی حزب مستقل کارگر شد و مدتی بعد بهعنوان دبیر آن فعالیت کرد.
آتلی در سال ۱۹۲۲ بهعنوان نماینده حزب کارگر از حوزه لایمهاوس به مجلس عوام راه یافت. در دولت اول رمزی مکدونالد (۱۹۲۳–۱۹۲۴)، معاون وزیر جنگ شد. عضویت وی در کمیسیون سایمون در امور هند، تجربهای به او داد که دو دهه بعد به او جسارت پیشبرد سیاستهایش درباره هند را بخشید.
آتلی در سالهای ۱۹۴۰–۱۹۳۵ رهبری مؤثری برای اپوزیسیون بود و حزب را منسجم نگه داشت. پس از خدمت در کابینه جنگی، در سال ۱۹۴۵ بهعنوان نخستوزیر، ریاست کابینهای را بر عهده گرفت که بدون خشونت یا سرکوب، تحولی اجتماعی را در بریتانیا رقم زد. از ملیسازی بیمارستانها تا بهرسمیت شناختن چین کمونیست، آتلی بهطور غریزی در اردوگاه رادیکال قرار میگرفت. او نهتنها حزب و جنبش کارگری را متحد نگه داشت، بلکه گروهی از شخصیتهای قدرتمند را نیز گرد هم آورد تا بریتانیا را به یک دموکراسی رفاه تبدیل کنند. احساس عمیق او نسبت به وطن، باعث شد که سوسیالیسم ضداستعماریاش را با نگرشی انساندوستانه نسبت به امپراتوری پیوند دهد؛ از اینرو، هدف او ارتقای شرایط اقتصادی و سیاسی مستعمرات سابق از طریق انتقال امپراتوری به اتحادیهای آزاد و چندنژادی با عنوان کشورهای مشترکالمنافع بود. افزون بر این، آتلی همراه با آمریکاییها، پایههای نظام دفاعی غرب پس از جنگ را نیز بنا نهاد.
ارنست بِوین – وزیر امور خارجه ۱۹۵۱–۱۹۴۵
ارنست بوین ریشههایی کاملاً کارگری داشت و بنابراین بیش از هر چیز دغدغه بهبود معیشت طبقه کارگر را داشت. او بهدلیل پشتکار، توانایی، و دید کلان نسبت به منافع جنبش کارگری، به یکی از چهرههای برجسته اتحادیههای صنفی تبدیل شد. رهبری حزب کارگر باعث پرورش این ویژگیها در او شد؛ او قادر بود تصمیماتی جسورانه اتخاذ کند و پای آنها بایستد، و به سازماندهی بیش از شعار دادن اهمیت میداد. از همه مهمتر، پیشینهاش به او آموخته بود که «قدرت» مسئلهای حیاتی است.
آتلی او را بهدلیل تجربهاش در کنفرانس پوتسدام و شناختی که از ماهیت خصمانه و غیرهمکارانه شوروی داشت، بهعنوان وزیر خارجه برگزید. بوین فردی ایدهپرداز بود که از اعمال قدرت و مسئولیت آن لذت میبرد. رابطه او با آتلی، که فردی عملگرا، متواضع و کمحرف بود، از دوستی شخصی به مشارکتی سیاسی و مؤثر تبدیل شده بود. بوین همچنین مورد اعتماد و احترام سایر اعضای کابینه از جمله مورریسون، استافورد کریپس، هیو دالتون و البته آتلی بود.
بوین نهتنها وزارت خارجه را اداره میکرد، بلکه هماهنگکننده اصلی امور فرامرزی نیز بود. او از حامیان سرسخت امپراتوری بریتانیا بود و باور داشت که امپراتوری میتواند استاندارد زندگی در مستعمرات را ارتقاء دهد. در دوره پساجنگ، بوین از معماران اصلی حفظ پیوندهای امپریالیستی بود. او توانست سوسیالیسم و آموزههای ضداستعمارگرایانه را با منافع بریتانیا تلفیق کند و طرحهایی همچون «طرح کلمبو» را بنیان نهاد. افزون بر این، ورود هند به کشورهای مشترکالمنافع یکی از دستاوردهای بزرگ حزب کارگر و خود او بود. بوین همچنین که مخالف سرسخت کمونیسم بود، نقش کلیدی در بنیانگذاری اتحاد غربی و ناتو ایفا کرد و رابطهای قابلتوجه با رهبران اروپا، کشورهای مشترکالمنافع، جهان سوم و ائتلاف آتلانتیک شمالی برقرار ساخت.
آرتور کریچ جونز – وزیر مستعمرات ۱۹۵۰–۱۹۴۶


