ایران به‌مثابه کانون ژئوپلیتیک و گره‌گاه راهبردی: مطالعه‌ای بر امپراتوری «هند بریتانیا» و نیز نیازهای انرژی فسیلی بریتانیا در سده‌های نوزدهم و بیستم؛ «ایران، خلیج فارس و A.P.O.C.»

ایران به‌مثابه کانون ژئوپلیتیک و گره‌گاه راهبردی: مطالعه‌ای بر امپراتوری «هند بریتانیا» و نیز نیازهای انرژی فسیلی بریتانیا در سده‌های نوزدهم و بیستم؛ «ایران، خلیج فارس و A.P.O.C.»

شاه ایران تمامی تعهدات پیشین خود را رد کرده و متعهد شد که از عبور نیروهای اروپایی به هند جلوگیری نماید، در ازای دریافت وعده‌ای برای حمایت مالی و نظامی در صورت هجوم یک قدرت اروپایی به ایران. توافق اولیه‌ای که جونز در سال 1809 مذاکره کرد،مبنای معاهده دفاعی سال 1814 میان بریتانیا و ایران شد. دلیل بهبود ناگخانی و غیرمنتظره روابط ایران و بریتانیا این بود که تزار الکساندر اول روسیه و ناپلئون به تازگی توافق صلحی میان خود امضا کرده بودند. از منظر تهران، اتحاد فرانسه و ایران عمدتاً به‌عنوان ابزاری در سیاست ضد رئسی در نظر گرفته می‌شد؛ بنابراین چنین تحولی در روابط میان فرانسه و روسیه باعث نگرانی و اضطراب شدید ذر تهران شد. توافق فرانسه و روسیه از نظر بریتانیا در زمانی به‌طور استراتژیک بسیار مناسب صورت گرفت، به‌ویژه که ایران در موقعیتی آسیب‌پذیر و ضعیف قرار داشت و در حال جنگ و خصومت آشکار با روسیه بود.

به‌دنبال این وضعیت، فرستاده بریتانیا، سر هارفورد جونز، به‌طور ماهرانه‌ای از شرایط ناشی از درگیری ایران با روسیه و معاهده صلح فرانسه و روسیه، موسوم به معاهده تیلست، بهره‌برداری کرد. با سقوط ناپلئون و تغییرات در وضعیت سیاسی اروپا، تحولی جدید در سیاست‌های منطقه‌ای به وقوع پیوست. روسیه جایگزین فرانسه شد و به تهدید اصلی بریتانیا برای هند تبدیل گردید.4

پیگیری اقدامات دیپلماتیک فعال بریتانیا در ایران، در دوران درگیری این کشور با روسیه، در نهایت منجر به آن شد که ایران به‌طور کامل به‌عنوان یک قدرت مستقل باقی نماند. این تحولات در نهایت منجر به ایجاد حوزه نفوذ بریتانیا در ایران گردید که تا اواسط دهه 1950 میلادی ادامه یافت.

معاهده 1814 میان بریتانیا و ایران، که نتیجه تلاش‌های دیپلماتیک سر هارفورد جونز بود، برخلاف آنچه در تهران پذیرته شده بود و حتی بر خلاف باور برخی از تحلیل‌گران بریتانیایی مانند رولینسون، به این معنا نبود که بریتانیا نیز سیاست ضد روسی اتخاذ کرده باشد. تحولات بعدی به‌سرعت این موضوع را روشن ساختند.

معاهده 1814 بریتانیا با ایران بلافاصله پس از معاهده صلح 1813 میان روسیه و ایران امضا شد، که در پی خصومت‌های طولانی میان دو کشور و شکست ایران در این جنگ به وقوع پیوست. معاهدی صلح 1318 میان ایران و روسیه که به معاهده گلستان معروف است، منجر به از دست دادن بخش عمده‌ای از سواحل دریای خزر توسط ایران به نفع روسیه شد. پس از، از دست دادن گرجستان در سال 1800 و بخش‌های وسیعی از دریای خزر در معاهده گلستا 1813، خصومت ایران با روسیه به شدت افزایش یافت. با این حال، رغم دستاوردهای قابل توجه روسیه در این معاهده، روسیه همچنان از دستیابی به تمام خواسته‌های خود ناکام مانده بود. به همین دلیل، معاهده 1813 دوام چندانی نداشت و ضشرایط به تنش کشیده شد. در سال 1826، جنگ جدیدی میان دو کشور آغاز شد که در آن ایران مجدداً متحمل شکست‌های سنگینی شد و روسیه نه تنها اراضی بیشتری تصرف کرد، بلکه تحمل خسارات مالی سنگینی را نیز به ایران وارد ساخت. علوه بر این، امتیازات تجاری که ایران مجبور به اعطای آن‌ها شد، به‌ویژه امتیازاتی که حقوق ماورای مرزی برای اتباع روسه ایجاد می‌کرد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند.5

دیپلماسی ایران با بریتانیا به‌منظور یافتن متحدی در مواجهه با روسیه و معاهده فاجعه‌بار ترکمانچای در سال 1828 که به ایران تحمثل گردید، در نهایت ایران را به‌طور آشکار متوجه خطر موقعیت خود به‌عنوان کشوری میان بریتانیا و روسیه ساخت. معاهده ترکمتنچای که در سال 1828 با روسیه به امضا رسید، آغازکر دوران جدیدی بود. از آن پس، ایران دیگر به‌عنوان یک قدرت کاملاً مستقل که بریتانیا به آن تکیه داشت، باقی نماند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!