ایران به‌مثابه کانون ژئوپلیتیک و گره‌گاه راهبردی: مطالعه‌ای بر امپراتوری «هند بریتانیا» و نیز نیازهای انرژی فسیلی بریتانیا در سده‌های نوزدهم و بیستم؛ «ایران، خلیج فارس و A.P.O.C.»

ایران به‌مثابه کانون ژئوپلیتیک و گره‌گاه راهبردی: مطالعه‌ای بر امپراتوری «هند بریتانیا» و نیز نیازهای انرژی فسیلی بریتانیا در سده‌های نوزدهم و بیستم؛ «ایران، خلیج فارس و A.P.O.C.»

ونزوئلا توافق‌نامه‌ای برای اعطای امتیاز نفتی به امضا رسانده بود که در آن سهم 50:50 از سود برای خود تضمین کرده بود، و ایرانیان هیچ توجیهی نمی‌دیدند که چرا آن‌ها نباید از همان شرایط بهره‎‎‌مند شوند. ارزش بازار طلا در بازارهای تهران به‌مراتب بالاتر از نیویورک یا لندن بود. ایرانیان احساس می‌کردند که در رابطه با درآمدهای حقوق استخراج و نیز دریافت‌های مرتبط با سود سهام خود فریب خورده‌اند.

اقتصاد ایران تخت فشار زیادی قرار داشت و برنامه‌ای هفت‌ساله برای دوره 1949-1956 تدوین شده بود که در آن حقوق استخراج تنها راه ممکن برای تأمین مالی آن به‌شمار می‌رفت. این برنامه یک طرح بلند‌مدت بود که بر هزینه‌های سنگین در زمینه زیر ساخت‌ها و بهبودهای اجتماعی، از جمله در بخش آموزش، متمرکز بود. بنابراین، بعید بود که این برنامه دستاوردهای اقتصادی کوتاه‌مدتی به‌همراه داشته باشد، در حالی که مردم ایران و احتمالاً پارلمان (مجلس) انتظار همین نوع دستاوردها را از آن داشتند. ضربه نهایی زمانی وارد شد که شرکت مغت عربستان – آمریکا (آرامکو) در دسامبر 1950 به توافقی برای تقسیم سود 50:50 با دولت سعودی دست یافت. در 20 مارس 1951، مجلس شورای ملی توصیه کمیته نفت را برای ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس و ایران تأیید کرد و در 28 آوریل همان سال، لایحه‌ای را برای اجرای این ملی‌سازی به تصویب رساند.10

پــــاورقی

1. J.B. KELLY, Britain and the Persian Gulf,1795-1880, (Oxford: Clarendon Press, 1968).

2. Ibid.

3. V. CHLROL, The Middle Eastern Question or Some Political Problems of Indian Defense, (London: John Murray, 1930).

4. Ibid.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!