انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵

انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵

در کل و به طور عمومی، اگر بریتانیا و آمریکا جلوی دیکتاتورها در دهه ۱۹۳۰ می‌ایستادند جنگ جهانی دوم هرگز اتفاق نمی‌افتاد. وینستون چرچیل اسم جنگی جهانی دوم را “جنگ بدون لزوم” نامید و اولین خاطراتش در ارتباط با جنگ دوم جهانی راجع به این بود که “چطور مردم انگلیسی‌زبان با بی‌عقلی خود، با بی‌توجهی و بی‌دقتی خود، و همچنین با ذات خوب خود، اجازه دادند که پلید مجدداً مسلح گردد.”۱ حالا که گذشته است، راحت می‌توان رهبران دو کشور را محکوم کرد برای اشتباهاتشان نسبت به خطری که تهدیدشان می‌کرد  و برای سهل‌انگاری‌هایی که بعضی وقت‌ها افسارگسیخته و شل به نظر می‌آمدند. اما سخت است که برگردیم به عقب و ببینیم که چطور تهدیدها را آن موقع مشاهده می‌کردند، و درک نسبت به محدودیت‌هایی که داشتند را در آن زمان داشته باشیم، و بفهمیم که چطور همکاری انگلیس و آمریکا وسط آن محدودیت‌ها سخت شده بودند.

در اوایل دهه ۱۹۳۰، اقتصاد جهان به طرف سقوط و رکود حرکت کرده بود، و فرو ریخته شده بود. تهدید به سطح کاملاً واضح بود. در سال ۱۹۳۱ ژاپن کشور گشا منچوری را گرفت از چین، و وارد سرزمین اصلی آسیا شده بود، بدون اینکه عکس‌العملی از جامعه ملل منفعل ببیند. بعد از رسیدن هیتلر به قدرت در سال ۱۹۳۳، وی به سرعت مجدداً آلمان را مسلح ساخت و نقشه یک امپراتوری بزرگ آریایی را در اروپا و ماورای آن کشید. دیکتاتور ایتالیایی،  موسیلینی که تحت تاثیر موقعیت هیتلر قرار گرفته بود اتیوپی را اشغال نمود، که در سال ۱۹۳۵ بود، و با هیچ مقاومتی هم روبرو نگردید، و سپس از سال ۱۹۳۶ هر دو دیکتاتور مداخله به طرفداری از فرانسه فاشیست‌ها در جنگ داخلی اسپانیا کردند.

بریتانیا و آمریکا این اتفاقات را از حاشیه مشاهده نمودند. هر دو کشور مشغول مسائل و بهبود یافت از رکود اقتصادی بودند. هر دو کشور نگران عکس‌العمل و واکنش عمومی در مقابل کشت و کشتار این جنگ عظیم بودند. هر دو کشور مشکوک بودند نسبت به انگیزه صنایع نظامی بودند و بی‌میل بودند که مجدداً درگیر قاره اروپا بشوند. مسلح شدن در نتیجه به آهستگی صورت می‌گرفت، دیپلماسی هم بدون هدف و آهسته صورت می‌گرفت.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!