زندگینامه شخصیتهای کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن
او بههمراه مکمیلان، نقش مهمی در بازسازی موقعیت بریتانیا در خاورمیانه و احیای روابط ویژه با ایالات متحده پس از بحران سوئز ایفا کرد. لوید از ویژگی مهم “پایداری سرسختانه” برخوردار بود – نوعی اراده ادامه دادن راه در مواجهه با مشکلات طاقتفرسا و مأیوسکننده، که بسیاری را از ادامه راه بازمیداشت.
این ویژگی، که همواره در بریتانیا ستوده میشود، موجب شد بتواند در شرایطی که بهنظر غیرقابل نجات میرسید، برخی دستاوردها را حفظ کند.
تاریخنگاران آینده احتمالاً او را بهعنوان وزیر خارجهای متعهد، کارآمد و مؤثر – اگرچه نه بزرگ – ارزیابی خواهند کرد و احتمالاً به این نتیجه خواهند رسید که همعصرانش او را دستکم گرفته و کمتر از شایستگیاش ارج نهادهاند.
آیین مکلئود، وزیر مستعمرات بریتانیا (۱۹۵۹–۱۹۶۱)
آیین مکلئود بیتردید رادیکالترین عضو حزب محافظهکار در میان چهرههای پیش از جنگ جهانی دوم به شمار میرفت. او بر این باور بود که دولت باید مسئول حمایت از کل ملت باشد، از جمله اقشار فقیر، و در صورت لزوم، این حمایت میبایست حتی به بهای منافع ثروتمندان تأمین شود. از همین رو، پس از پایان جنگ جهانی دوم، او مصمم بود که تصویر سنتی حزب محافظهکار—یعنی حزبی در خدمت منافع تجار و طبقات بالا و بیتوجه به کارگران—را دگرگون سازد.
چنین نگرشی نه تنها در اندیشههای سیاسی مکلئود بلکه در مسیر حرفهای و اقدامات عملی او نیز بازتاب یافت؛ از جمله بنیانگذاری گروه «ملت واحد» (One Nation Group) در سال ۱۹۵۰ به همراه آنگوس مود، که اولین عضو آن بود، و نیز اتخاذ رویکردی تحلیلیتر و واقعگرایانهتر نسبت به مشکلات اجتماعی در مقایسه با عملکرد حزب کارگر در دوران حاکمیتش بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۱. نهایتاً، هنگامی که مکلئود در دوران مشهور به «باد تحول» (Wind of Change) به عنوان وزیر مستعمرات منصوب شد، خویشتن را مدافع و حامی مردم آفریقا میدانست، بهویژه در مناطق آفریقای مرکزی، که آنان را تحت ستم و فشار تلقی میکرد.
تمرکز اصلی مکلئود بر مسأله فقر و ستمدیدگی، از سال ۱۹۴۶، زمانی که به گروه تحقیقاتی حزب محافظهکار تحت نظر لرد باتلر پیوست، آغاز شد و تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۰ که مقام وزارت خزانهداری را برعهده داشت، ادامه یافت. دغدغهی اصلی وی ایجاد «دموکراسی مالکیتمحور» از طریق اصلاحات مالیاتی بود. او بر این باور بود که باید به مشکلاتی نظیر بیکاری و فقر کودکان رسیدگی شود.


