زندگی‌نامه شخصیت‌های کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن

زندگی‌نامه شخصیت‌های کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن

با این حال، مک‌میلان همچون چرچیل و ایدن، اعتقاد داشت که بریتانیا به لحاظ تاریخی و فرهنگی «متعلق به اروپا» نیست، اما همکاری نزدیک با اروپا امری ضروری است. این دیدگاه، زمانی که وی به مقام نخست‌وزیری رسید، به سومین رکن از سیاست خارجی‌اش تبدیل شد—پس از روابط ویژه با آمریکا و گسترش کشورهای مشترک‌المنافع.

با وجود این‌که او همچنان از تبعیت سیاست خارجی بریتانیا از واشنگتن پرهیز می‌کرد، اما پس از تجربه تلخ بحران سوئز، رویکردی میانه‌روانه در پیش گرفت و تلاش کرد تا رابطه‌ای نزدیک و دوستانه با ایالات متحده برقرار سازد. مک‌میلان، همانند چرچیل، «روابط ویژه» با آمریکا را برای حفظ منافع و امنیت بریتانیا بنیادی و حیاتی می‌دانست.

با این حال، علی‌رغم روابط نزدیک با ایالات متحده در دوران نخست‌وزیری، مک‌میلان مایل نبود به‌طور کامل به «چتر حمایتی» آمریکا وابسته باشد. از این رو، پس از مذاکراتی دشوار، موفق شد ظرفیت هسته‌ای مستقل بریتانیا را حفظ کند و سامانه موشکی پولاریس (Polaris) را برای کشور تأمین نماید.

هارولد مک‌میلان، همانند الک داگلاس-هیوم، مدت‌ها نگران تهدید ناشی از کمونیسم بود. از این‌رو، در پرتو گسترش نفوذ کمونیستی و بحران اقتصادی بریتانیا در دوران پس از جنگ جهانی دوم، به این نتیجه رسیده بود که تنها راهکار عملی برای حفظ منافع بریتانیا، پیشبرد فرآیند استعمارزدایی در کنار ایجاد یک «کشورهای مشترک‌المنافع مدرن» و نیز حفظ روابط نزدیک با ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی خواهد بود.

در عمل، وی این رویکرد را با بازسازی رابطه‌ای شخصی با رئیس‌جمهور آیزنهاور آغاز کرد و آن را با موفقیت و در قامت یک «پیر دانای دولت‌مرد» با جان اف. کندی ادامه داد—هرچند که این رابطه‌ی نزدیک با ایالات متحده، به بهای آسیب‌دیدن از ابتکار سوم و مهم او، یعنی تلاش برای عضویت بریتانیا در بازار مشترک اروپا (EEC)، تمام شد

با این حال، بی‌تردید برجسته‌ترین ویژگی رهبری مک‌میلان، تسریع آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده‌ی روند استعمارزدایی بود. این امر با انتصاب ایان مک‌لئود به سمت وزیر مستعمرات در سال ۱۹۵۹ آغاز شد؛ انتخابی که بر پایه‌ی سیاست تعامل با رهبران ملی‌گرا و دستیابی به توافق با آنان انجام گرفت. هدف اصلی این رویکرد، پایان‌دادن به استعمار از راه مذاکره، و در عین حال، حفظ پیوندهای نهادی و ساختاری میان مستعمرات پیشین و «کشور مادر» (بریتانیا) بود.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!