سیر تاریخی استقلال مستعمرات بریتانیا

سیر تاریخی استقلال مستعمرات بریتانیا

پس از آن، بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۸، چهارده کشور جدید در سایر نقاط آفریقا متولد شدند. در مناطقی مانند سه قلمروی عالی‌کمیسیون (بچوانالند، باسوتولند، سوازیلند)، زنگبار و سِومالِیلند که نفوذ بریتانیا محدود بود، هیچگونه آمادگی سیاسی برای ساکنان بومی وجود نداشت.

در دهه ۱۹۴۰، توسعه سیاسی هند غربی که در قرن نوزدهم بسیار متنوع بود، از سر گرفته شد. «اصل انتخابات به تدریج به آن دسته از مستعمراتی بازگردانده شد که در سال‌های قبل این حق را از دست داده بودند و در مناطقی مانند جامائیکا و باربادوس که پیش‌تر تا حدودی انتخابات در آن‌ها مجاز بود، این حق توسعه یافت.»7 در سال ۱۹۴۴، جامائیکا صاحب مجلس سفلی شد که تمامی اعضای آن از طریق حق رأی عمومی انتخاب می‌شدند و تا حدودی حکومت خودگردان داخلی را اعمال می‌کردند. این روند در اواخر دهه ۱۹۵۰ گسترش یافت. جامائیکا و ترینیداد و توباگو در سال ۱۹۶۲ استقلال یافتند. اندکی بعد، گویان بریتانیا و باهاما استقلال خود را دریافت کردند که این امر در سال ۱۹۶۶ رخ داد. سپس باهاما در سال ۱۹۷۳ و گرنادا در سال ۱۹۷۴ به استقلال رسیدند. برخی از جزایر بسیار کوچک‌تر علاقه‌مند به زندگی مستقل نبودند؛ بنابراین، در حالی که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از مراحل مختلف برگزاری انتخابات دموکراتیک و خودگردانی داخلی عبور کردند، همچنان ترجیح دادند برای امور دفاعی و سیاست خارجی به بریتانیا وابسته بمانند. «در سال ۱۹۶۷ این ترتیبات به گونه‌ای روشن شد که آنتیگوا، دومینیکا، سنت کریستوفر، نویس، آنگویلا، سنت لوسیا و سنت وینسنت وضعیت مشارکت با بریتانیا را به دست آوردند.»8

در منطقه اقیانوس آرام، به جز ساموای غربی، تحولات سیاسی در طول قرن بیستم عمدتاً از کنار بیشتر سرزمین‌ها عبور کرد. «نیوزیلند این منطقه را به عنوان یک قیمومت جامعه ملل در سال ۱۹۲۰ به دست آورد و به زودی پس از آن جنبش ملی‌گرایی در میان ساموایی‌ها شکل گرفت. در سال ۱۹۴۷ دولت نیوزیلند پاسخ داد و مجلسی انتخابی ایجاد کرد که حرکتی نسبتاً زودهنگام در تاریخ استقلال‌بخشی محسوب می‌شد.»9 استقلال کامل در سال ۱۹۶۲ اعطا شد. جزایر کوک نیز همزمان توسط نیوزیلند برای دستیابی به حداکثر میزان خودگردانی محلی که مردم تمایل داشتند، آماده شدند.

این موضوع در سال ۱۹۶۵ منجر به اعطای خودگردانی کامل داخلی شد، با این حال همچنان ارتباطی با نیوزیلند حفظ شد؛ ساکنان این جزایر احساس می‌کردند استقلال کامل برای شرایطشان مناسب نیست. در سال ۱۹۶۸ استقلال به نائورو، یکی دیگر از مناطق قیمومت، اعطا شد. در فیجی، اختلافات شدید بین اکثریت مهاجر هندی و اقلیت بومی فیجی روند توسعه سیاسی را کند کرد. با این وجود، مذاکرات متعددی در دهه ۱۹۶۰ موجب شد بریتانیا فیجی را برای استقلال آماده کند و استقلال در سال ۱۹۷۰ اعطا شد. تونگا نیز در همان سال رابطه محافظتی خود با بریتانیا را رها کرد.

پاپوآ گینه نو، بزرگ‌ترین سرزمین در اقیانوس آرام، اجازه یافته بود که روند توسعه سیاسی بسیار کندی داشته باشد. دلیل این امر این بود که «تا دهه ۱۹۵۰ بخش‌هایی از مناطق کوهستانی داخلی برای نخستین بار تحت کنترل قرار گرفتند؛ بنابراین، مسئولان استرالیایی سیاست‌هایی مبتنی بر توسعه‌ای آهسته و پدرسالارانه اتخاذ کردند.

کشتار خونین در کنگوی بلژیک در اوایل دهه ۱۹۶۰ این نگرش را تقویت کرد که باید اقداماتی صبورانه و محتاطانه دنبال شود.»10 به همین دلیل استرالیا این منطقه را تا حدی نادیده گرفت و برنامه‌ای برای خروج تا قرن بعد نداشت. با این حال اصل انتخابات در سال ۱۹۶۴ معرفی شد. موج ملی‌گرایی جهانی به طور ناگهانی در دهه ۱۹۷۰ پاپوآ گینه نو را دربر گرفت و دولت استرالیا را وادار به بازنگری سیاست‌های خود کرد. استقلال در سال ۱۹۷۵ اعطا شد، حتی پیش از آنکه رهبران محلی درخواست آن را مطرح کنند.

تا دهه ۱۹۶۰، قلمروهای بریتانیایی جزایر گیلبرت و الس و همچنین محافظت‌شده جزایر سلیمان توجه چندانی به شیوه‌های سیاسی غربی نداشتند. «نهادهای سنتی عمدتاً به فعالیت‌های معمول خود ادامه می‌دادند، اگرچه در یکی از جزایر سلیمان، جنبش سیاسی موسوم به «قانون‌مداری» نشان داد که نسبت به حاکمیت خارجی، هرچند سبک و محدود، نوعی نارضایتی وجود دارد.»11

با این حال، در دهه ۱۹۶۰ تغییراتی اندک به سبک غربی و بر پایه اصول دموکراتیک به اجرا گذاشته شد، اما امیدوار بودند که الگوهای سیاسی سنتی نیز حفظ شوند. در مورد جزایر نیو هبریدیدز، معرفی راه‌حلی سیاسی با مانع بزرگی روبرو بود که ناشی از نوعی حکمرانی مضحک بود.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!