آغاز فرایند استقلال طلبی امپراتوری بریتانیا:
ایدهی «کشورهای مشترکالمنافع» (Commonwealth) بهآرامی در حال شکلگیری بود؛ بهعنوان پاسخی سیاسی برای یک امپراتوری بالغشده. بهواسطهی این مفهوم، مستعمرات میتوانستند استقلال یابند، بیآنکه بهطور کامل از میراث امپراتوری خود گسسته شوند. ملیگرایی مستعمراتی میتوانست در قالبی ارضا شود که وحدت امپراتوری قادر به فراهم کردن آن نبود.
برخی از جنبههای این ایده، از قرن هجدهم در حال تکوین بود. در قرن نوزدهم، «طرفداران بریتانیای کوچک» (Little Englanders) ساختاری از نوع کشورهای مشترکالمنافع را متصور بودند که در آن، مستعمرات بتوانند بهطور آزاد با بریتانیا همکاری و ارتباط داشته باشند.
در قرن بیستم، توسعهی مفهوم «قلمرو خودگردان» (Dominion) برای مستعمرات دارای حکومت خود، یکی از شاخصهای مهم روحیهی کشورهای مشترکالمنافع بود؛ تأسیس بخش قلمروها (Dominions Division) در اداره مستعمرات در سال ۱۹۰۷، نمادی از این روند به شمار میرفت.
بلوغ سیاسی قلمروها، بهویژه در سیاست خارجی، در حال اوجگیری بود. آنها خواستار اختیارات کامل بودند: بستن پیمانها، داشتن نمایندگی دیپلماتیک مستقل، اعلام جنگ یا صلح، و در مجموع تدوین سیاست خارجیای مستقل از منافع بریتانیا.
کانادا در این زمینه پیشتاز بود؛ از همان سال ۱۸۷۱ در انعقاد معاهدات مشارکت میکرد.
در دههی ۱۹۲۰، قلمروها موضعی فزاینده مستقل در سیاست خارجی اتخاذ کردند؛ بهعنوان نمونه، در سال ۱۹۲۲ از پیروی کورکورانه از درخواست بریتانیا خودداری کردند و بهطور کلی دیدگاههایی بستهتر نسبت به مسائل بینالمللی داشتند.
با آغاز جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹، وضعیت مستقل هر قلمرو آشکار شد. دیگر هیچ وحدت امپراتوریای در امور سیاست خارجی یا دفاعی وجود نداشت.
ایرلند (Eire) که در سال ۱۹۲۲ بهعنوان دولت آزاد ایرلند به جمع قلمروها پیوسته بود، راه خود را رفت و بیطرفی اعلام کرد.
در آفریقای جنوبی دربارهی ورود به جنگ، مناقشهای تلخ درگرفت.


