آغاز فرایند استقلال طلبی امپراتوری بریتانیا:

آغاز فرایند استقلال طلبی امپراتوری بریتانیا:

در مقابل، در استرالیا و نیوزیلند، پیوندهای احساسی قوی‌تری با بریتانیا وجود داشت و سیاستمداران در آنجا از «تعهد خودکار» سخن می‌گفتند. در هر حال، ترتیبات دفاعی این دو کشور به همکاری نزدیک با بریتانیا وابسته بود.

برخلاف استرالیا و نیوزیلند که در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در اتخاذ ابتکار عمل در امور سیاست خارجی و دفاعی کند بودند، کانادا، آفریقای جنوبی و ایرلند این مسیر را به‌طور فعالانه پیش می‌بردند و تا سال ۱۹۳۹، نمایندگی‌های دیپلماتیک خود را در کشورهای خارجی مستقر کرده بودند.

استرالیا و نیوزیلند، به‌دلیل آسیب‌پذیری بیشتر در برابر تهدیدهای خارجی، احساس نیاز بیشتری به حمایت قدرتی بزرگ داشتند.

تا زمانی که ژاپن به‌سرعت در اقیانوس آرام پیش‌روی کرد و سقوط سنگاپور این تصور از محافظت بریتانیا را در هم شکست، آن دو کشور بریتانیا را قدرتی محافظ می‌پنداشتند.

پس از آن، تکیه آن‌ها به‌سرعت به ایالات متحده آمریکا منتقل شد.

جنگ میان سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ نشان داد که روحیه‌ی استقلال در قیاس با سال‌های ۱۸۱۴ تا ۱۸۱۸ تا چه اندازه رشد یافته است. اکنون، هر یک از قلمروها کنترل کامل بر سیاست خارجی و نیروهای دفاعی خود داشتند و دیگر چیزی به نام کابینه‌ی جنگ امپراتوری وجود نداشت.

با این حال، یک روح مشترک امپراتوری همچنان پابرجا بود: ارتباطات روزانه میان لندن و پایتخت‌های قلمروها برقرار بود و نمایندگان قلمروها در هیئت‌ها و آژانس‌های مختلف بریتانیایی حضور داشتند.

«تغییرات قانون اساسی» که مبنای این ادعای استقلال ملی و کاهش تدریجی برتری پارلمان بریتانیا بود، در مجموعه‌ای از کنفرانس‌ها در دهه‌ی ۱۹۲۰ تنظیم شد.

به‌ویژه، اعلامیه بالفور (Balfour Declaration) سال ۱۹۲۶ که به ماهیت وضعیت “قلمرو” پرداخت، و سپس قانون وست‌مینستر (Statute of Westminster) سال ۱۹۳۱، مهر تایید قانون اساسی بریتانیا را بر مطالبات دولت‌های کانادا، آفریقای جنوبی و ایرلند برای صلاحیت کامل قلمروها زد.5

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!