ضد استعمارگرایی آمریکا و فروپاشی امپراتوری بریتانیا فشارهای گوناگون بر ساختار امپراتوری بریتانیا: ظهور صلح بریتانیایی (Pax Americana)
افراد بریتانیایی بهطور فردی امپراتوری غیررسمی منافع اقتصادی خود را (در کنار امپراتوری رسمی موجود)13 میساختند” و نخبگان سیاسی بریتانیا هیچ نیازی به دخالت نمیدیدند، چرا که نه تنها تهدیدی برای موقعیت صنعتی، تجاری یا مالی بریتانیا وجود نداشت، بلکه بهدلیل فعالیتهای تاجران و سرمایهگذاران، سرمایه اضافی بیشتری برای سرمایهگذاریهای خارجی جمعآوری میشد.
“امپراتوری تجارت آزاد، که از میانه قرن نوزدهم بهطور کامل بهکار افتاد، بسیار فراتر از حفظ یک امپراتوری مبتنی بر ایدههای مرکانتیلیستی نگاه میکرد. رویکرد باز و گسترشیابنده تجارت آزاد به این معنا بود که بریتانیای صنعتی باید اولاً جای پایی در بازارهای در حال گسترش اروپا و ایالات متحده حفظ کند، زیرا هر دو منطقه وارد فازهای صنعتی شده بودند، و ثانیاً باید به بهرهبرداری از مناطق جدید جهان برای مواد خامی میپرداخت که میتوانستند در کارخانجات بریتانیا فرآوری شوند، همچنین باید بلوک تجاری ایمن که امپراتوری فراهم میآورد را حفظ میکرد. امپراتوری رسمی مکانی امن برای قدرت بریتانیا فراهم میآورد، اما در دنیای تجارت آزاد، بریتانیا میتوانست هرگاه فرصتهایی پیش میآمد، امپراتوری غیررسمی خود را از نظر اقتصادی بسازد.”14
برای سرمایهگذاران، ایالات متحده و اروپا به مکانهای جذابتری برای سرمایهگذاری تبدیل شدند. این به این دلیل بود که هم اروپا و هم ایالات متحده در حال گذراندن فرآیند صنعتیشدن بودند. بهعنوان مثال، بلژیک و فرانسه نیازمند بهبودهای اساسی در سیستمهای ارتباطی خود بودند و این امر به کمکهای مالی نیاز داشت. تا سال ۱۸۵۴، حدود ۳۵-۴۰ میلیون پوند در خطوط راهآهن فرانسه و ۲۵-۳۰ میلیون پوند در خطوط راهآهن بلژیک توسط بریتانیا به ساخت شبکههای راهآهن این دو کشور اختصاص یافت. علاوه بر این، سرمایهگذاری قابل توجهی از سوی بریتانیا در اوراق بهادار دولتی فرانسه انجام شد.
در خصوص ایالات متحده، این کشور بزرگترین بهرهبردار بود. “برآوردها نشان میدهند که در سال ۱۸۳۸ سرمایهگذاری بریتانیا در آن کشور به مبلغ ۱۷۴ میلیون دلار رسید؛ این سرمایهگذاری به پوشش بدهی ملی آن کشور کمک کرد، اوراق بهادار دولتی خریداری کرد و در کانالها، پنبه و بانکها سرمایهگذاری شد. پول بریتانیا همچنین به ساخت راهآهن در دشتهای وسیع آمریکای شمالی کمک کرد.”15 سرمایهگذاری بریتانیا در کشورهای خارجی ادامه یافت و تا سال ۱۸۷۰ سرمایهگذاری بریتانیا در خارج تقریباً دو برابر مبلغی شد که بریتانیا در امپراتوری خود سرمایهگذاری کرده بود. اروپا و ایالات متحده اصلیترین دریافتکنندگان این سرمایهگذاریها بودند.
به طور طنزآمیز، “عاملی که در طول قرن نوزدهم بریتانیا را از نظر صنعتی شدن بیچالش کرده بود”، در عین حال او را از برتری مسلم خود به سمت کاهش تدریجی سوق داد.16 همانطور که گفته شد، بهدلیل تولید سریع کالاهایی که بازارهای داخلی و مستعمراتی را اشباع کرده بود، بریتانیا مجبور شد برای فروش کالاهای بیش از حد تولید شده، به دنبال بازارهای جدیدی در خارج از کشور بگردد. بنابراین، پارلمان مجبور شد ایده تجارت آزاد را بپذیرد. از آنجا که اروپا و ایالات متحده در مسیر صنعتیشدن قرار داشتند، این مناطق برای سرمایهگذاران جذابتر شدند.
کمکهای مالی که به اروپا و ایالات متحده ارائه شد، آنها را به کشورهای صنعتی تبدیل کرد. تسلط بریتانیا در بسیاری از زمینههای تولید صنعتی در پایان قرن نوزدهم توسط ایالات متحده و پس از آن در آغاز قرن بیستم توسط آلمان پشت سر گذاشته شد. با گذر دههها، ژاپن نیز نشان داد که در بسیاری از زمینههای تولیدی، بهویژه در بازارهای شرقی، رقابتیتر از بریتانیا است. “علاوه بر این، تولیدکنندگان و صنعتگران اروپایی شروع به تصاحب بازارهای سابق بریتانیا کردند و با تیزهوشی تجاری بیشتری نسبت به همتایان جزیرهای خود عمل کردند.”17
حتی میتوان اینطور استدلال کرد که علت واقعی افول بریتانیا به دوران انقلاب صنعتی برمیگردد. “انقلاب صنعتی به خودی خود برای بریتانیا از نظر بلندمدت مزیت بیچون و چرایی نبود. اگرچه ورود نیروی بخار، سیستم کارخانه، راهآهن و بعدها برق، به بریتانیاییها این امکان را داد که موانع طبیعی و فیزیکی را برای دستیابی به بهرهوری بالاتر برطرف کنند و بنابراین ثروت و قدرت کشور را افزایش دهند، این اختراعات به زودی به ایالات متحده، آلمان، ژاپن و حتی روسیه کمک کردند، چرا که موانع طبیعی و فیزیکی توسعه پتانسیلهای داخلی آنها بسیار بزرگتر بود.


