ضد استعمارگرایی آمریکا و فروپاشی امپراتوری بریتانیا فشارهای گوناگون بر ساختار امپراتوری بریتانیا: ظهور صلح بریتانیایی (Pax Americana)
در اطراف تغییر قرن، شواهد افول بریتانیا بیشتر نمایان شد. بهعنوان مثال، در سال ۱۸۷۰، بریتانیا هنوز ۳۲٪ از ظرفیت تولید صنعتی جهان را در اختیار داشت، این مقدار تا سال ۱۹۱۰ به ۱۵٪ کاهش یافت؛ و در حالی که سهم بریتانیا از تجارت جهانی در سال ۱۸۷۰ معادل ۲۵٪ بود، تا سال ۱۹۱۳ این میزان به ۱۴٪ کاهش یافت.
با این حال، همانگونه که پیشتر نیز گفته شد، نخبگان سیاسی معمولاً خود را به شکل عمیق و مستقیم با روندهای اقتصادی درگیر نمیکردند. نگرانیهای آنان عمدتاً نه از تحلیلهای اقتصادی، بلکه از احساسات شوک و نگرانی ناشی از چالشهای سیاسی ناشی میشد؛ چالشهایی نظیر تصاحب مستعمرات از سوی قدرتهای دیگر یا شتاب فزاینده در ساخت ناوهای جنگی توسط رقبای خارجی. با این حال، قدرت نظامی-سیاسی و ثروت صنعتی بهشدت در هم تنیدهاند. سردبیر مشهور روزنامه The Observer، جی. ال. گاروین، این رابطه را چنین توصیف کرده است: «قدرت، مفهومی نسبی است، و این قدرت در نهایت وابسته به منابع یک ملت و کارآمدی صنعتی آن است.» بنابراین، اگر دورهی ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۰ شاهد تغییر تدریجی نسبت برتری دو برابری بریتانیا نسبت به آلمان در تولید سالانه فولاد به شرایطی بود که در آن آلمان بیش از دو برابر بریتانیا فولاد تولید میکرد، جای تعجب نبود که بریتانیا در عرصهی سیاست قدرت، تحت فشار فزایندهی آلمان قرار گیرد.24
با کاهش تدریجی سلطه بریتانیا بر تولید صنعتی و تجارت جهانی، این کشور بهطور فزایندهای با دشواریهایی در تأمین هزینههای لازم برای نگهداری نیروی نظامی در سطحی که بتواند ارتباطات دریایی بریتانیا را محافظت کرده و با نیروهای دشمنان سیاسی مقابله کند، مواجه شد. «بارزترین ویژگی صلح بریتانیایی پس از ۱۸۱۵، ارزانی آن بود.» بهجز چند دورهی کوتاه از ترس و بحران، بودجه نیروی دریایی در سالهای ابتدایی و میانی سلطنت ملکه ویکتوریا بهطور متوسط حدود ۷ تا ۸ میلیون پوند در سال بود—رقمی که بهعنوان یک بیمهنامه معقول برای حفظ موقعیت بیهمتای جهانی آن زمان تلقی میشد. ارتش اگرچه کمی پرهزینهتر بود (در سال ۱۸۷۰ حدود ۱۳.۴ میلیون پوند در مقابل ۹.۸ میلیون پوند برای نیروی دریایی)، اما حتی در همان سال نیز کل بودجه دفاعی بهطور متوسط معادل ۱۴ شیلینگ و ۹ پنس برای هر نفر از جمعیت بریتانیا برآورد میشد.25
با این حال، در آستانه قرن بیستم، این ویژگیِ «کمهزینه بودن» جای خود را به افزایشی دهشتناک در هزینهها داد. «در میانهی قرن نوزدهم، یک ناو جنگی ۹۰ توپ میتوانست تنها حدود ۱۰۰٬۰۰۰ پوند هزینه داشته باشد؛ اما ناوهای کلاس Majestic که در سالهای ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۵ ساخته شدند، هر کدام حدود ۱ میلیون پوند قیمت داشتند؛ و این در حالی است که ناوهای کلاس Queen Elizabeth متعلق به سالهای ۱۹۱۲-۱۹۱۳، قیمتی حدود ۲٫۵ میلیون پوند برای هر واحد داشتند.»26
بنابراین، هرچه هزینهی تسلیحات نظامی بیشتر میشد، کشورهای بیشتری ناگزیر میشدند از رقابت برای کسب جایگاه قدرت بزرگ دست بکشند، و بریتانیا نیز از این قاعده مستثنا نبود. با منافع گسترده در سراسر جهان، دولت بریتانیا بهطور فزایندهای تحت فشار قرار گرفت تا «اولویت مناطق مختلف را بازبینی کند و در برخی از آنها، که اهمیت کمتری داشتند، بهشکلی آبرومندانه عقبنشینی کند؛ چرا که این واقعیت درک شده بود که اگر بریتانیا تمرکز خود را بیش از حد بر یک منطقه قرار دهد، توان دفاع از مناطق دیگر را از دست خواهد داد.»27
با این حال، چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، افول برتری اقتصادی، استعماری و راهبردی بریتانیا برای مدتی طولانی پنهان باقی ماند. منابع این کشور—بهویژه داراییهای انباشتهشدهاش در خارج از کشور—تا پیش از سال ۱۹۱۴ بسیار عظیم بودند؛ انعطافپذیری دیپلماتیک آن نیز چشماندازی مناسب در برابر فاجعهای جهانی ناشی از ائتلافهای خصمانه فراهم میساخت؛ و در نهایت باید یادآور شد که این افول، نسبی بود نه مطلق.
تاثیر دو جنگ جهانی بر امپراتوری بریتانیا


