ضد استعمارگرایی آمریکا و فروپاشی امپراتوری بریتانیا فشارهای گوناگون بر ساختار امپراتوری بریتانیا: ظهور صلح بریتانیایی (Pax Americana)
صدور ضربالاجل بریتانیا به آلمان در تاریخ ۴ اوت ۱۹۱۴، بهطور رسمی و صرفاً از سوی دولت مرکزی در لندن، کل امپراتوری بریتانیا را بهصورت یکپارچه وارد جنگ ساخت. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که ایرلند در آستانهی درگیری داخلی، هند در وضعیتی ملتهب، و قلمروهای تابع در حال بلوغ سیاسی و ملی قرار داشتند. از این رو، ناظران آلمانی چنین برداشت کردند که امپراتوری بریتانیا در آستانهی فروپاشی قرار گرفته است و اعلان جنگ از سوی لندن، میتواند ضربهی نهایی را به این ساختار فرسوده وارد سازد.28
با وجود تجربیات تاریخی پیشین، آلمانها همچنان در درک این واقعیت ناکام ماندند که بریتانیا تمام تلاش خود را برای دفاع از موجودیت خویش به کار خواهد بست. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، «بریتانیا، بهعنوان یک پادشاهی جزیرهای کوچک که در مجاورت قاره اروپا قرار دارد—قارهای که در طول تاریخ مدرن، قدرتهای نظامی عظیمی از آن برخاستهاند که در صورت امکانِ انتقال نیروهای زمینی خود از عرض باریک دریای میانفاصل، میتوانستند این کشور را درهم شکنند»29 —ناگزیر بود اصول کلان و بنیادینی را در سیاست و راهبردهای خود در قبال اروپا رعایت نماید. این اصول عبارت بودند از:
۱) وحدت راهبردی جزایر بریتانیا؛
۲) تسلط بر کانال مانش و دریای شمال؛
۳) استقلال کشورهای پست (Low Countries)
۴) حفظ توازن قوا.30
بریتانیا همواره در پی آن بود که از قرار گرفتن هیچ بخشی از جزایر بریتانیا، از جمله ایرلند، تحت سلطه قدرتی بیگانه جلوگیری نماید. دوم آنکه، این کشور درصدد تسلط بر آبراهههای باریکی بود که بریتانیا را از قاره اروپا جدا میسازند؛ هدف از این تسلط، کنترل مسیرهای دریایی تجاری، تضمین تداوم ورود مواد غذایی از مستعمرات و دیگر مناطق خارجی، و از همه مهمتر، پیشگیری از هرگونه تهاجم نظامی بود.


