نخبگان سیاسی دولت محافظهکار بریتانیا و اتحادیه اروپا: صیانت از منافع ملی بریتانیا ( با تأکید ویژه به سالهای 2010 تا 2016)
دوم، بریتانیا میخواست به جامعه اقتصادی اروپا بپیوندد، اما نه بهدلایلی که آمریکا میخواست، بلکه بهخاطر نفوذ سیاسی خودش.
زمانی که چرچیل از اتحاد اروپا حمایت میکرد، اگرچه در آن زمان خارج از قدرت بود، اما سخت تلاش کرد تا ایالات متحده را در دفاع از اروپا درگیر کند، سیاستی که ارنست بویین نیز به همان اندازه به آن علاقهمند بود.
بریتانیا از «طرح مارشال» استقبال کرد، رهبری واشنگتن را در آلمان غربی و برلین پذیرفت، و همچنین امضای پیمان ناتو و بهعهده گرفتن نقش نظامی غالب توسط ایالات متحده در سراسر منطقه را پذیرا شد.
در نتیجه، قدرت و سرمایهی آمریکا مانع پیروزی چپگرایان شد، بهویژه در یونان و ایتالیا، جایی که طبقه حاکم در آستانهی ورشکستگی کامل سیاسی بود، و نظام سرمایهداری در اروپای غربی تثبیت شد.
چرچیل دربارهی نقش بریتانیا پس از جنگ جهانی چنین گفت:
«وقتی به آینده کشورمان در صحنهی در حال تغییر سرنوشت بشر نگاه میکنم، سه دایرهی بزرگ را میان ملتها و دموکراسیهای آزاد میبینم… نخستین دایره برای ما بهطور طبیعی کشورهای مشترکالمنافع و امپراتوری بریتانیاست، با تمام چیزهایی که در بر دارد. سپس دنیای انگلیسیزبان است، که ما، کانادا، دیگر قلمروها و ایالات متحده، در آن نقش بسیار مهمی ایفا میکنیم. و در نهایت، اروپای متحد وجود دارد… حال اگر به این سه دایرهی در هم تنیده نگاه کنید، خواهید دید که ما تنها کشوری هستیم که در هر سهی آنها نقشی عمده داریم.»
اگرچه ناچار به پذیرفتن نقش رهبری آمریکا بود، اما بریتانیا از همان آغاز بر ناتو، که شامل پیمانهای منطقهای نیز میشد، تأثیر گذاشت تا منافع بریتانیا و حوزه نفوذش را نیز در کنار نیازهای آمریکا در نظر بگیرد.
(پیمانهای منطقهای مانند SEATO و CENTO، که پیشتر بررسی کردیم، همگی با مشارکت آمریکا بودند.)
در مورد جامعه اقتصادی اروپا (E.E.C)، درخواست رسمی بریتانیا برای عضویت، توسط مکمیلان در اوت ۱۹۶۱ ارائه شد.
تا دسامبر ۱۹۶۲، مذاکرات برای عضویت بریتانیا در E.E.C پیشرفت داشت.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29


