نخبگان سیاسی دولت محافظهکار بریتانیا و اتحادیه اروپا: صیانت از منافع ملی بریتانیا ( با تأکید ویژه به سالهای 2010 تا 2016)
بنابراین، طبقه دهقانی در بریتانیا شکل نگرفت؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای قارهای به سرعت رشد کرد. کشاورزان مستقل یا مالکین کوچک در فرانسه و بسیاری از نقاط اروپای غربی طبقهای جداگانه تشکیل دادند که در حاشیه جوامع صنعتی قرار داشتند. این دهقانان تنها به این دلیل «سرمایهدار» نامیده میشوند که خوداشتغالاند، اما «سرمایهداران» در شرایط بسیار شکنندهای زندگی میکنند. آنها به «سازماندهی» جوامع صنعتی مدرن اعتماد ندارند. علاوه بر تشکیل طبقه خود، حزب نیز تشکیل میدهند. آنها تمرکز قدرت که جوامع مدرن تحمیل میکنند را نمیپذیرند. «آنها از بوروکراسی که ابزار تمرکز قدرت است بیزارند و رویکردی فردگرایانه به سیاست دارند.» در بریتانیا، جایی که جمعیت روستایی کوچک است، شرایط اقتصادی متفاوت است و ساختار اجتماعی در روستاها سنتیتر باقی مانده، این گرایشهای مخرب وجود ندارد. جامعه مجبور نبود با اعضای جامعه کشاورزی به عنوان یک عنصر جداگانه حساب کند. آنها توسط احزاب سیاسی به عنوان بخشی از یک «شغل» یا «صنعت» مانند هر صنعت دیگری در نظر گرفته شدند.6
تمایزات عمده در جامعه بریتانیا بر پایه جغرافیا نیست، بلکه بر اساس شرایط اجتماعی و اقتصادی است. در مقابل، در ایالات متحده، فرانسه، آلمان و حتی هلند یا سوئیس، نمیتوان ساختار این کشورها را بدون بررسی دقیق تفاوتهای منطقهای عمیق که گاهی به اندازه ویژگیهای ملی اهمیت دارند، توصیف کرد. این تفاوتها در مسائل اجتماعی و اقتصادی سراسر کشور اثرگذارند.7 بنابراین، جامعه بریتانیا اساساً همگن و یکپارچه است، به جز در مفاهیم مدرن طبقه اجتماعی. در بریتانیا، تقسیمات طبقاتی کاملاً برجسته هستند و نقش مهمی در ساختار جامعه ایفا میکنند.
عامل تعیینکننده طبقه در بریتانیا، شغل است؛ اما شغل امروز تا حد زیادی به تحصیلات وابسته است. بنابراین، تحصیلات عنصر بنیادین نظام طبقاتی بریتانیا محسوب میشود. کارگران دستی معمولاً تحصیلات خود را در سنین پایینتر ترک میکنند. کسانی که پس از سن شانزده سالگی به تحصیل ادامه میدهند، به طبقه کارمندان سفیدپوش تعلق مییابند. اما کارمندان سفیدپوش خود به بخشهای دفتری، مدیریتی و حرفهای تقسیم میشوند. باز هم تحصیلات نقش مهمی در ایجاد این زیرشاخهها ایفا میکند. از میان تنها ۱۵٪ دانشآموزانی که پس از تحصیلات ابتدایی در مدرسه میمانند، فقط ۴ یا ۵٪ وارد دانشگاهها میشوند. دانشگاههای آکسفورد و کمبریج، که نقش بسیار مهمی در یکپارچگی نخبگان دارند، تنها حدود یک هشتم کل دانشجویان را جذب میکنند.8
از سوی دیگر، مدارس دولتی (Public Schools) تمایز مهم دیگری در نظام طبقاتی ایجاد میکنند که کم اهمیتتر نیست. «مدارس دولتی امکانات علمی و آموزشی گستردهتری دارند و آموزش بهصورت فردیتر ارائه میشود.» اکثر دانشآموزانی که به بهترین مدارس دولتی میروند، فرزندان طبقات بالا و اشراف جامعه هستند. حتی اگر این مدارس نتوانسته باشند نگرشهای مشخصی به دانشآموختگان خود منتقل کنند، حداقل در شکلدهی به نخبگان اجتماعی یکپارچه موفق بودهاند و ارتباطات مهمی برای آنها فراهم کردهاند. این ارتباطات به پیشرفت حرفهای آنها کمک کرده و امکان نفوذ بیشتر در مناصبی که در نهایت تصاحب میکنند را فراهم میآورد.
کسانی که به مدارس دولتی مطرحی مانند اتون، هارو، وینچستر، راگبی، چارترهاوس، مارلبورو و سپس به دانشگاههای آکسفورد و کمبریج میروند، معمولاً در بخشهای انحصاری اقتصاد، مانند شرکتهای بزرگ، بانکها، شرکتهای بیمه در شهر لندن، پارلمان، دولت، نیروهای نظامی و نیمهنظامی، خدمات مدنی، کلیسا و حرفه حقوقی، و در نهادها و سازمانهایی که فاصله میان دولت و اقتصاد را پر میکنند، فعالیت میکنند.
طبق تحلیل سی. اس. ویلسون و تی. لوپتون در سال ۱۹۵۹، تنها مدرسه اتون ۳۰٪ از وزرای محافظهکار، مدیران بانکهای بزرگ، مدیران شرکتهای فعال در شهر لندن و مدیران شرکتهای بیمه را تربیت کرده است.۹ اتون و پنج مدرسه دولتی دیگر که نام برده شدند، بین دو پنجم تا نیمی از دارندگان این مناصب را تأمین میکنند. به عنوان مثال، آن ۳۰٪ از فارغالتحصیلان اتون که در دولت و سازمانهای مختلف فعالیت دارند، «نفوذ بیشتری نسبت به تعدادشان دارند زیرا به واسطه تعلق به اتون، شبکه ارتباطی گستردهتری دارند؛ آنها اطلاعات درباره دیگر فارغالتحصیلان مؤثر در حوزههای مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بریتانیا را در اختیار دارند؛ آنها واسطهها و ابزار مصالحه در بخشهای مختلف جامعه بریتانیا هستند.»10
ارتباط نظام اعطای افتخارات با ارتقای شغلی، مکانیزمی مؤثر برای حفظ انسجام نخبگان فراهم میآورد.
بهعنوان مثال، «اگرچه نشان «امپراتوری بریتانیا» (Order of the British Empire) نشان معمول برای کارکنان خدمات مدنی است، اما کسانی که در وزارت خارجه و خدمات دیپلماتیک فعالیت میکنند، معمولاً افتخارات خود را در نشان سنت مایکل و جورج (Order of St. Michael and George) دریافت میکنند. نشانهایی که پایینتر از سطح CBE هستند، به شکلی نسبتاً غیرتمایزدهنده اعطا میشوند، اما خود CBE یا CMG تقریباً به طور خودکار هنگام ارتقاء به مقام معاونت دبیر اعطا میگردد. مقامهای زیر دبیر میتوانند انتظار دریافت نشان فرماندهی (Commandership) در معتبرترین نشان حمام (Order of the Bath) یا CB را داشته باشند، در حالی که کسانی که به معاون دبیر ارتقاء مییابند، شانس خوبی برای دریافت لقب شوالیه در نشان حمام (KCB) دارند و کسانی که به ارائه خدمات در این سطح ادامه میدهند، ممکن است به مقام عالیتر شوالیه بزرگ صلیب (GBE) دست یابند.»11
آنچه مدارس دولتی و دانشگاههای قدیمی برای فرزندان نخبگان انجام میدهند، مجلس اعیان (House of Lords) برای بسیاری از مردان موفق در سنین بالاتر انجام میدهد.
«مجلس اعیان تنها یک نماد صرف نیست؛ بلکه گواهی ملموس بر دوام سلسلهمراتب اجتماعی در بریتانیا است؛ حتی تا حدی محل ملاقات افرادی است که به شاخههای مختلف دنیای مدیریتی و حرفهای تعلق دارند. عنوان و لقب اهمیت دارد، اما خود باشگاه (House) نیز اهمیت دارد. مجلس علیا سکویی فراهم میکند نه تنها برای ژنرالها، تاجران، وکلا، مدیران و سیاستمدارانی که به لرد تبدیل شدهاند و بیشتر اهل سخنرانی یا کمتر مشغول هستند، بلکه حتی برای دیگران نیز مفید است، زیرا به آنها امکان میدهد دیدگاه یا منافع خود را هنگامی که مورد انتقاد قرار میگیرند یا منافعشان تهدید میشود، دفاع کنند.»
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29


