سیاست خارجی «چرچیلی» از 1945 تا کنون: تحولات ایدئولوژیک ساختار امپراتوری در مدیریت قدرت و منافع بریتانیا در دوران پسا استعماری
از همین رو، برای حفظ و صیانت از جایگاه دیرینه و تثبیتشده خود در عرصه جهانی – شامل منزلت بینالمللی، سبک زندگی، فرهنگ، پایگاههای راهبردی، سرمایهگذاریهای تجاری و نفوذ دیپلماتیک – که اساس نقش جهانی بریتانیا را شکل میداد، نخبگان سیاسی کشور بهسوی اتخاذ رویکردی مبتنی بر «نظام کنترل پراکنده» (diffused system of control) سوق یافتند.
تصمیمگیرندگان امپراتوری در لندن پس از جنگ جهانی دوم، فرآیندی شتابگرفته و منظم را در پیش گرفتند که هدف آن اعطای استقلال کامل سیاسی به تمامی ملل تحت سلطه امپراتوری بود؛ روندی که با اعطای استقلال به هند در سال ۱۹۴۷ آغاز شد و تا سال ۱۹۶۳ عملاً برنامه استعمارزدایی را به پایان رساند. با این حال، از مستعمرات سابق خواسته شد تا در برابر جهانی خطرناک و بهشدت در حال تغییر، پیوندهای پیشین خود با بریتانیا را حفظ کنند.
تشویق نخبگان سیاسی بریتانیا باعث شد که اکثریت قریب به اتفاق این کشورها تصمیم به حفظ روابط تاریخی با بریتانیا بگیرند. این تصمیم برای تداوم همکاری با بریتانیا، عمدتاً از طریق پیوستن آنها به جامعه کشورهای مشترکالمنافع (British Commonwealth) تجسم یافت؛ جامعهای که تا آن زمان فقط شامل قلمروهای سفیدپوست (white Dominions) میشد.
با پیوستن کشورهای newly independent در آسیا و آفریقا پس از سال ۱۹۴۵، این نهاد، با ماهیتی چندنژادی، به نام جدیدی موسوم به “مشترکالمنافع مدرن” (Modern Commonwealth) یا صرفاً “مشترکالمنافع” شناخته شد ـ همانگونه که در فصل سوم نیز تعریف شده است.
حفظ روابط تاریخی با بریتانیا توسط مستعمرات سابق، یکی از پیروزیهای مهم دولت کارگر (Labour Government) در سالهای ۱۹۵۱-۱۹۴۵ بهشمار میرفت، و بهویژه حاصل ابتکار و راهبرد ارنست بِوین (Ernest Bevin)، وزیر امور خارجه وقت حزب کارگر بود. در سال ۱۹۵۰، در نخستین نشست وزرای خارجه کشورهای مشترکالمنافع که در کلمبو، پایتخت سینهالا (سریلانکا امروزی) برگزار شد، بِوین ـ که یکی از حامیان بزرگ قدرت امپراتوری بریتانیا محسوب میشد ـ موفق شد رویکرد سوسیالیستی و ضداستعماری حزب کارگر را با ملیگرایی بریتانیایی و مفهوم امپراتوری از طریق طرح مفهومی و عینی «مشترکالمنافع» تلفیق کند.
بِوین که همواره معتقد بود امپراتوری میتواند به رفاه مستعمرات نیز بینجامد، در سال ۱۹۵۰ این باور خود را در کلمبو به مرحله اجرا گذاشت و با موفقیت، «طرح کلمبو» (Colombo Plan) را تأسیس کرد. بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی در مستعمرات پیشین از طریق یک برنامه کمکرسانی از سوی بریتانیا، عاملی شد که تداوم روابط امپراتوری از طریق ساختار جدید «مشترکالمنافع مدرن» را به سودی مادی و متقابل بدل کرد.


