سیاست دفاعی«چرچیلی» در دوران پس از امپراتوری و سیاست خارجی اقتصادی بریتانیا
با گذر زمان، تهدید ناشی از گسترش نفوذ اتحاد شوروی بیش از پیش آشکار شد. در اواسط دههی ۱۹۵۰، همکاری میان جهان سوم و بلوک کمونیستی وارد فاز جدیدی شد. بهعنوان نمونه، هند با اتحاد جماهیر شوروی توافقنامهای برای ساخت کارخانهی فولاد بهای (Bhilai) منعقد کرد. بلافاصله پس از آن، توافقنامهای میان شوروی و مصر منعقد شد که بر مبنای آن، شوروی متعهد به ارائهی کمکهای مالی و همکاریهای فنی برای ساخت سد عظیم اسوان گردید. علاوه بر این، در سال ۱۹۵۵، فروش تسلیحات چکسلواکی به مصر انحصار غرب در تأمین تسلیحات خاورمیانه را شکست و موجب تحولی در موازنهی نظامی منطقه شد.
در واکنش به این روند فزایندهی نفوذ شوروی در کشورهای غیرمتعهد و مناطق حساس ژئوپلیتیکی، شخصیتهای برجستهی حزب محافظهکار، بهویژه چرچیل و هارولد مکمیلان، تلاشهای گستردهای برای تحکیم روابط دوجانبه و راهبردی میان بریتانیا و ایالات متحده بهعمل آوردند.
با روی کار آمدن دولت محافظهکار در سال ۱۹۵۱، هزینههای نظامی بریتانیا همچنان روندی صعودی داشت و باعث تشدید فشار بر اقتصاد ملی میشد. در چنین شرایطی، وینستون چرچیل که برای دومین بار به مقام نخستوزیری رسیده بود، بخش قابل توجهی از توجه خود را معطوف به مسئلهی دفاعی کرد.
در سال ۱۹۵۲ ایالات متحده آمریکا، و در سال ۱۹۵۳ اتحاد جماهیر شوروی، موفق به آزمایش بمب هیدروژنی شدند. در واکنش به این تحول شگرف، چرچیل به منشی شخصیاش، Jock Colville، گفت: «ما اکنون به همان اندازه از بمب اتم فاصله داریم که بمب اتم از تیر و کمان فاصله داشت.» این بیان نشاندهندهی درک عمیق چرچیل از تحولات راهبردی ناشی از ظهور جنگافزارهای نوین کشتار جمعی بود. وی معتقد بود که در اختیار داشتن بمب هیدروژنی از سوی شوروی، معادلات امنیت بینالملل را بیش از پیش دگرگون ساخته است.3
البته رویکرد چرچیل به موضوع اتحاد با آمریکا، به سالها پیش از نخستوزیری دوم او بازمیگردد. در جریان سفری خصوصی به ایالات متحده در مارس ۱۹۴۶، در سخنرانی معروف خود در شهر Fulton ایالت میسوری، جملهی نمادینی بر زبان آورد: «از اشتتین در دریای بالتیک تا تریست در دریای آدریاتیک، پردهای آهنین بر قاره فرود آمده است.»4 این سخنرانی که بعدها به «سخنرانی پرده آهنین» مشهور شد، در واقع نقطهی آغاز رسمی جنگ سرد و تبیین ضرورت اتحاد غرب در برابر توسعهطلبی شوروی محسوب میشود.
در همان سخنرانی، چرچیل مفهوم «رابطهی ویژه» (Special Relationship) میان بریتانیا و ایالات متحده را به شکلی نظریهپردازانه مطرح ساخت. وی ضمن تأکید بر «همبستگی برادرانه» میان سامانههای اجتماعی خویشاوند، خواستار «ادامهی ارتباطات نزدیک میان مشاوران نظامی» دو کشور شد. از نظر او، این رابطه باید شامل مواردی چون مطالعات مشترک در خصوص تهدیدات بالقوه، هماهنگی در نوع جنگافزارها و دستورالعملهای نظامی، و همچنین تبادل افسران و دانشجویان نظامی میان دو کشور میبود.5
چرچیل حتی پیشنهاد همکاری نظامی گستردهتری را نیز مطرح کرد: استفادهی مشترک از پایگاههای دریایی و هوایی متعلق به هر دو کشور در سراسر جهان. او معتقد بود این همکاری میتواند «تحرک نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده را دو برابر کرده و توان عملیاتی نیروهای امپراتوری بریتانیا را بهطرز چشمگیری افزایش دهد»، و در بلندمدت، با کاهش نیاز به استقرار جداگانهی پایگاهها، «صرفهجویی مالی قابل توجهی» به همراه داشته باشد.6


