سیاست دفاعی«چرچیلی» در دوران پس از امپراتوری و سیاست خارجی اقتصادی بریتانیا
استدلال فرماندار—که نام او در خاطرات مکمیلان ذکر نشده است—به گفتهی مکمیلان، «برای من، همانطور که برای او، غیرقابلرد بود.»19 بهنقل از نوشتههای خود نخستوزیر، «و این قضاوت منحصر بهفرد نبود. همهی همکاران باتجربه و اندیشمند او نیز همین دیدگاه را داشتند.»20
بدیهی است که این نوع قضاوت، بازتاب روشنی بر سیاست مکمیلان داشت. سخنرانی او در آفریقای جنوبی، که بعدها با عنوان «باد تغییر» (Wind of Change) شهرت یافت، جهتگیری سیاست استعماری او را بهخوبی نشان میداد. مکمیلان در آن سخنرانی چنین گفت:
«آنچه که دولتها و پارلمانهای بریتانیا از زمان پایان جنگ تاکنون در اعطای استقلال به هند، پاکستان، سیلان، مالایا و غنا انجام دادهاند، و آنچه که برای نیجریه و سایر کشورهایی که در آستانه استقلالاند انجام خواهند داد—همهی اینها را، اگرچه مسئولیت کامل آن را خودمان میپذیریم، اما با این باور انجام دادهایم که این تنها راه برای استقرار آیندهی کشورهای مشترکالمنافع و جهان آزاد بر پایههای مستحکم است.»21
توجیه اقدامات مکمیلان و بهطور کلی دولتهای کارگر و محافظهکار در زمینهی استعمارزدایی، صرفاً مبتنی بر ملاحظات عملی سیاسی بود؛ آن هم با در نظر گرفتن شرایط بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم. بهعبارت دیگر، با توجه به گسترش کمونیسم و بحران اقتصادی بریتانیا، روند استعمارزدایی و ایجاد ساختار جدیدی بهنام کشورهای مشترکالمنافع مدرن، تنها مسیر واقعگرایانهای بود که بریتانیا میتوانست در پیش بگیرد تا منافع اقتصادی و سیاسی خود را در مستعمرات سابق حفظ کند.
پس از پرداختن به سیاست مکمیلان در حفظ منافع بریتانیا، اکنون ادامهی مقاله را با بررسی سیاست او در زمینهی دفاع از بریتانیا و کشورهای مشترکالمنافع پی میگیرم. بهدلیل شرایطی که بریتانیا در طول جنگ و پس از آن با آن مواجه بود، روند شکلگیری کشورهای مشترکالمنافع مدرن آغاز شده بود و تحت نخستوزیری مکمیلان نیز بههرحال ادامه مییافت. با این حال، ترس مکمیلان از گسترش کمونیسم به مستعمرات، او را متقاعد کرد که روند استعمارزدایی را تسریع بخشد. سیاست توسعهطلبانهی اتحاد جماهیر شوروی، مکمیلان را واداشت تا بهدنبال راهحل فوری و مؤثری برای دفاع از بریتانیا و منافعش باشد. راهحل آشکار، پیروی از سیاستی بود که دولتهای پیشین محافظهکار و کارگر دنبال کرده بودند؛ بهعبارت دیگر، دنبالکردن مفهوم «روابط ویژه» چرچیل، از طریق تلاش برای بازسازی و حفظ شراکت با ایالات متحده در حوزههای دفاعی و سیاست خارجی.
در مارس ۱۹۵۷، مکمیلان با آیزنهاور در برمودا دیدار کرد. پس از گفتگوهای صریح دربارهی بحران سوئز، فضای روابط میان دو رهبر بهبود یافت. آنان توافق کردند که تماسهای سطحبالا میان دولتهایشان از سر گرفته شود و بهطور منظم با یکدیگر در ارتباط باشند. در واقع، در همین دیدار بود که مکمیلان و آیزنهاور پایههای همکاری هستهای میان بریتانیا و ایالات متحده را بنا نهادند—همکاریای که تا به امروز ادامه یافته است.
بر اساس توافقنامههایی که در سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ امضا شده بود، بریتانیا و ایالات متحده شریک توسعهی سلاحهای هستهای بودند. با این حال، ایالات متحده پس از جنگ از این توافقها عقبنشینی کرد، هرچند چرچیل و روزولت توافق کرده بودند که دانش هستهای را بهطور مشترک توسعه دهند. اما مخالفتهای فزایندهای در ایالات متحده با بهاشتراکگذاری انحصار این سلاحها شکل گرفت و قانونی به تصویب رسید که همکاری در این زمینه را تعلیق کرد. این قانون به “قانون مکماهون” (McMahon Act) معروف شد.


