سیاست دفاعی«چرچیلی» در دوران پس از امپراتوری و سیاست خارجی اقتصادی بریتانیا
حمایت بیشتر نیز از سوی مطبوعات نخبهگرا مانند تایمز و دیلی تلگراف و همچنین افکار عمومی شکل گرفت. با این حال، تصمیم به پیوستن به جامعه اقتصادی اروپا نه در پارلمان شکل گرفت، نه در مطبوعات و نه حتی از دل افکار عمومی، بلکه در وزارت خزانهداری، اتاقهای هیئتمدیره شرکتهای بزرگ، و وزارت خارجه گرفته شد.
آمریکاییها، که همواره بریتانیا را به مشارکت بیشتر در امور اروپا تشویق میکردند، از تصمیم مکمیلان استقبال کردند. در واقع، یکی از دلایلی که آمریکا در ابتدا نسبت به واگذاری موشکهای پولاریس به بریتانیا تردید داشت، این بود که آنها تصور میکردند ژنرال دوگل، رئیسجمهور فرانسه، به احتمال زیاد با ورود بریتانیا به E.E.C. مخالفت خواهد کرد. این تردید بیدلیل نبود؛ دوگل از زمان جنگ جهانی دوم نسبت به نفوذ آمریکا بدبین بود و رفتار ایالات متحده با نیروهای آزاد فرانسه را تحقیرآمیز میدانست. بنابراین، دریافت موشکهای پولاریس توسط بریتانیا برای دوگل دلیلی مضاعف برای مخالفت با عضویت لندن در جامعه اقتصادی اروپا فراهم کرد.
گذشته از آن، دوگل بر این باور بود که رابطهی نزدیک بریتانیا با آمریکا باعث افزایش نفوذ ایالات متحده در امور اروپا خواهد شد، و از اینرو، عضویت بریتانیا را خطری برای استقلال اروپا میدانست.
در تقابل با موضع سنتی ایالات متحده — که همواره تمایل داشت از دخالت مستقیم در امور اروپایی پرهیز کند — اکنون آمریکا، بهدلیل تهدید گسترش نفوذ شوروی، به دنبال داشتن متحدان قوی در اروپای غربی بود. بنابراین، واشنگتن از پیوستن بریتانیا به E.E.C. استقبال میکرد؛ زیرا حضور بریتانیا بهعنوان متحدی وفادار در اروپا میتوانست نفوذ آمریکا را در آن قاره تقویت کند.
اما برای بریتانیا، این پیوستن گامی بود در راستای سیاست کلی چرچیل؛ او باور داشت که اروپا باید متحد باشد، و بریتانیا، با اتکا به مهارتهای سیاسی و دیپلماتیک خود، نقش رهبری را در آن ایفا کند. هرچند در این زمان مزایای اقتصادی هم وجود داشت، اما پیامد اصلی، سیاسی بود.
رهبران احزاب سیاسی بریتانیا نیز بهصراحت اعلام کردند که آنها «اهداف سیاسی و همچنین اقتصادی معاهده رم را میپذیرند.»25 بنابراین، هرچند هم آمریکا و هم بریتانیا از عضویت لندن در E.E.C. نفع میبردند، اهداف آنها متفاوت بود: آمریکا بهدنبال افزایش نفوذ خود در اروپا بود، در حالی که بریتانیا بهدنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت مستقل و تأثیرگذار پس از فروپاشی امپراتوری.
نکتهای طنزآمیز نیز در این میان وجود دارد: در سال ۱۹۶۱، وقتی کندی با دوگل در پاریس دیدار کرد، موضوع عضویت بریتانیا را با او در میان گذاشت و سعی کرد نظر مساعد وی را جلب کند. این تلاش، از دو جنبه، پارادوکسیکال بود: اول، اینکه نزدیکی بریتانیا با آمریکا دقیقاً همان دلیلی بود که دوگل را به مخالفت با عضویت بریتانیا واداشته بود، و دوم اینکه کندی با طرح این مسئله، عملاً تنها موضع دوگل را تأیید کرد.


