انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵
برای بریتانیاییها تجدید نظر در قانون بیطرفی بسیار خشنود بود. مثل جنگ اول آنها قادر بودند که از منابع عظیم صنعتی آمریکا استفاده کنند. اما ممنوعیت وام نگران کننده بود، و مشکل حمل کردن که تبحر جدید بود، یک موضوع سد راهی شده بود. مثلاً هواپیما نمیشد مستقیم از کارخانه در آمریکا پرواز کند به کانادا یا بریتانیا، بعضی از آنها از هم جدا باید میشدند، و در صندوقهای بزرگ از طریق دریا حمل میشدند. کمپانی لاکهیدز در کالیفرنیا، که یک کمپانی کوچکی بود و توسط سفارشات بریتانیا داشت گسترش پیدا میکرد راه حل خاصی پیدا کرد که محکم در چهارچوب قانون بیطرفی هم بود. این شرکت یک سری زمینهای مسطح در انتهای شمالی ایالات داکتای شمالی نزدیک مرز کانادا خرید. خلبانهای لاکهیدز با هواپیماها پرواز میکردند به باندی که از چمن ساخته شده بود. موتورها را خاموش میکردند و خلبانها از هواپیماها پیاده میشدند. کشاورزان محلی توسط یک سری اسب هواپیماها را میکشاندند به این طرف مرز کانادا. اینطور از دید قانون هواپیماها با موتور قدرت خود از خاک آمریکا خارج نمیشدند. همین که هواپیماها به صورت دستی از خاک آمریکا که آن طرف مرز برده میشدند، سپس خلبانهای بریتانیایی و یا کانادایی، وارد آنها میشدند و به طرف بریتانیا پرواز مینمودند.
تا هفت ماه پس از اعلان جنگ درگیری زیاد در کار نمود. لهستان سریع توسط آلمان و روسیه قطعه گردید، هیتلر با روسیه توافق عدم تجاوز را هم امضا کرده بود. پس از آن یک دوره غیر فعال گذشت که اصطلاحا به آن جنگ ساختگی میگفتند. در این زمان مجدداً روزولت کوشش آخری خود را برای ایجاد صلح انجام داد. سامرویلیس برای ماموریت فوق العاده به اروپا فرستاده شد. چمبرلین به تلخی راجع به این مداخله گفت: “من نمیخواهم آمریکاییها برای ما جنگ و تلاش کنند. برای ما هزینه سنگینی خواهد داشت، اگر آنها وارد جریان صلح شوند، زیرا برای خود حق و حقوقی در پیامد صلح در نظر میگیرند، اما اگر دلشان خیلی میسوزد، حداقل سنگ جلوی پای ما وقتی میخواهیم با دشمنانمان مقابله کنیم نیندازند.”۱۶
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28


