انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵
نخست وزیر خسته بیش از این حرفها را نیاز داشت. دولت وی از عقب نشینی ها در یونان و شمال آفریقا سرخورده شده بود. نگرانی از این وجود داشت که، تا هیتلر پیروز بشود بر روی مدیترانه شرقی، او مجدداً برگشت خواهد کرد به اشغال بریتانیا. برای اولین بار پس از روزهای پریشان کننده ژوئن سال ۱۹۴۰ چرچیل حالا به روزولت التماس میکند که وارد جنگ شود. در تاریخ چهارم ماه مه وی تلگرافی به روزولت زد که در آن خطاب به او گفت: “جناب رئیس جمهور مطمئن هستم که مرا درک میکنید و سوء تفاهم از طرف من ایجاد نخواهد شد، اگر طوری با شما صحبت کنم که نشان دهد دقیقا چه در ذهنم میگذرد. توازن را در مقابل دشمن اینطور میبینم که اگر ایالات متحده وارد جنگ شود، این میتواند دشمن را عقب بزند. در این جنگ هر مقطعی که صورت گیرد، خودش میتواند یک نکته برنده حساب شود، حالا چقدر و چند مقطع میتوانیم ببازیم؟”۴۳ در واشنگتن تعداد زیادی از مشاوران رزولت با تحلیل چرچیل موافق بودند، اما رئیس جمهور تعصب داشت که این وقتی امکان دارد که هیتلر به منافع حرمت آمریکا صدمه وارد نماید. در چنین شرایطی اتحاد ملی تضمین خواهد بود.
دو رهبر تا حال به عنوان رئیس دولتهای خود بیش از یک سال میباشد که با یکدیگر مکاتبه میکردند اما هنوز با هم ملاقات حضوری نداشته بودند، به غیر از یک ملاقات کوتاه در سال ۱۹۱۸. در تابستان ۱۹۴۱ فرصت پیش آمد. حمله غیر منتظر و ناگهانی هیتلر به روسیه در ژوئن ۱۹۴۱ و دفاع قوی روسیه به این معنا بود که جنگ رو به شرق اروپا کرده است که باعث شد چرچیل برای خود فضایی پیدا کند. وی از این فرصت استفاده کرد و دعوت روزولت را پذیرفت که در یک کنفرانس عظیم شرکت نماید که مقر آن در خلیج پلاسنشیا، در نیوفندلند بود، در ماه آگوست این کنفرانس برگزار میشد. چرچیل با کشتی جنگی پرینس آوولز عازم گردید. او در طول مسافرت استراحت کرد. به ورزش پرداخت و شبها فیلم تماشا کرد. او از روحیه خوبی برخوردار بود، مثل بقیه که در لندن امیدوار بودند، او امید داشت که روزولت حالا اعلان جنگ میدهد. وی قبل از مسافرت به همسر پادشاه، ملکه، گفته بود که “فکر نکنم دوست ما از من خواسته باشد که این همه راه را بروم و در یک ملاقات جهانی شرکت نمایم مگر اینکه در ذهن خود قدمی به سوی جلو را در نظر داشته باشد.”۴۴
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28


