انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵
تبصره سوم منشور ذکر کرد که هر دو کشور “احترام بگذارند به حقوق همه مردمان جهت انتخاب دولتی که زیر دست آن زندگی خواهند کرد، و بتوانند حاکمیت مطلق و استقلال را به خود برگردانند، چیزی که با زور از آن محروم شده بودند.” گرچه این لغات هدفشان آنهایی بود که زیر سلطه هیتلر بودند در اروپا، اما به زودی از طرف سیاستمداران مورد استفاده قرار گرفتند برای امپراطوری بریتانیا، و ضد مستعمره گرایی آمریکا جهت توجیه درخواست استقلال از امپراتوری بریتانیا. تبصره ۴ منشور هم از اهمیت خاصی برخوردار بود. قول داد که هر دو دولت “امکانات را فراهم کنند برای تمام کشورها، بزرگ و کوچک، پیروز و شکست خورده، که دسترسی به طور مساوی به تجارت و مواد اولیه جهان داشته باشند.” این حرکت آخری آمریکا برای از بین بردن سیستم ترجیح تجاری امپراطوری بریتانیا به بنبست برخورد، شرایط ذخیره و پسانداز، ذکر شده در منشور توسط بریتانیا، که منظور “تقبل و پذیرفتن مسئولیتهای فعلی”۴۶ میباشد، جلوی کوشش آخر آمریکا را گرفت، که از بین بردن “ترجیح بریتانیا برای تجارت با امپراتوری خود بود.” در هر حال منشور آتلانتیک به عنوان اخطاری از طرف ایالات متحده آمریکا عملکرد داشت که از اهرمهای خود استفاده خواهد کرد برای فشار آوردن بر روی بریتانیا که سیاستهایی را به کار ببرد که با برنامههای بعد از جنگ آمریکا همخوانی داشته باشد.
موضوعی که برای چرچیل در اوج جنگ اهمیت داشت، تبصره سه و چهار در رابطه با بعد از جنگ نبود، بلکه چطور به آمریکا بفهماند که شکل بریتانیا مشکل آمریکا هم میباشد، و آمریکا را با متقاعد ساختن که در جنگ شرکت کند بیاورد به طرف هدف بریتانیا. از آن نگاه بیانیه مشترک اهداف جنگ کاملاً ارزشمند به شمار میرفت، و گرچه نتوانست قول اعلان جنگ را از آمریکا بگیرد، چیزی که به آن امید داشت، چرچیل همچنان نتوانست قول مجدد از آمریکا بگیرد برای کمکهای جنگ در شمال آتلانتیک. هنگام برگشت چرچیل به کابینه خود گفت، “رئیس جمهور آمریکا قول داده است که آلمانیها را تحریک کرد به کار خطا در آتلانتیک شمالی، تمام تلاشها میشود که یک حادثه ایجاد گردد… که توجیه برای اعلان جنگ باشد.”۴۷
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28


