انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵
در دهه ۱۹۳۰ برای آمریکاییها قابل درک بود که علاقه خاصی در امور بینالملل نشان ندهند. آمریکا امنیت خاصی داشت با داشتن ۳۰۰۰ مایل از طریق دریا نسبت به آلمان هیتلری، و اقیانوس اطلس خود یک دیوار امنیتی برای آمریکا محسوب می شد. کشورگشایی ایتالیا و ژاپن برای کشوری مانند آمریکا که مستعمره و املاک آنچنانی در خارج نداشت، و تکیه کمی روی تجارت خارجی داشت زیاد اهمیتی نداشت. اما بریتانیا نمیتوانست نگاه فاصله آمیزی نسبت به جهان داشته باشد. از دید بریتانیا، کانال ما نبش دیواری برای نیروی هوایی در حال رشد آلمان حساب نمیشد، و قدرت و ثروت بریتانیا بستگی به بقای امپراطوری آن کشور داشت و حفظ مسیرهای آسیب پذیری تجاری بریتانیا موضوع بسیار مهمی به شمار میرفت. دریا سالار بریتانیایی، چاتفیلد تفکر بریتانیا را در سال ۱۹۳۴ به این طریق خلاصه نمود: “ما در یک شرایط استثنایی درگیری با هیچکس به سر میبریم، زیرا اغلب جهان را در اختیار داریم، فقط میخواهیم چیزی را که داریم حفظ نماییم، و نگذاریم کسی آنها را از ما بگیرد.”۴
در نتیجه بریتانیا میبایست یک توازن دقیقی را حفظ نماید. منافع آن نه تنها در پیشگیری از جنگ دیگری بود، بلکه آنکه از قدرتش ساییده نشود. بریتانیا طالب صلح بود، ولی نه به هر قیمتی. مشکل این بود که بریتانیا کمبود در ابزار خود داشت برای یک سیاست قاطعی که جهان را از تجاوز باز دارد. مسلح ساختن مجدد برای رای دهندگان بریتانیایی و مردم آن کشور زیاد خوشایند کننده به شمار نمیرفت. همچنین خزانهداری بریتانیا از ایده مسلح کردن بریتانیا خوشنود نبود زیرا چنین کاری از دید خزانهداری بهبودی اقتصادی را از بین میبرد، اعتماد خارجیها را نسبت به پوند استرلینگ از بین میبرد، دیگر خارجیها نسبت به استرلینگ اعتماد به نفس نخواهد پیدا کرد. خصوصاً نیروی دریایی بریتانیا، اصلیترین ابزار برای حفاظت از تجارت بریتانیا و امپراطوری برای مسئولیتهای خود از آمادگی برخوردار نبود به دلیل کاهشهای دهه ۱۹۲۰، توافقهای مکرر برای خلع سلاح.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28


