انگلستان و آمریکا یادگیری سازش با یکدیگر 1914-1865
بریتانیا یک نقطه آرامش بخشی بود که ایالات متحده آمریکا را جز دشمنان خود قلمداد ننماید. تا سال ۱۹۰۶ بریتانیا احساس نمود که میتواند تمام قوای خود را از کانادا و هند غربی بیرون بیاورد. فرمانده نیروی دریایی بریتانیا در سال ۱۹۰۵ نوشت: “هیچ حزب یا گوشهای از بریتانیا، حتی در امپراتوری بریتانیا نیست که راجع به یک جنگ با آمریکا فکر نکند، به عنوان بزرگترین شیطانی که جلوی روابط خارجی امپراتوری بریتانیا را بگیرد.”20 حالا که اختلافات ارضی به پایان رسیده اند، بریتانیا دیگر، نیروی دریایی آمریکا را در جلوی چشم خود نداشت، گرچه مقامات نیروی دریایی آمریکا هنوز تمایل داشتند که نسبت به نیروی دریایی بریتانیا، برتری نیروی دریایی آمریکا را به دست آورند. برای رهبران بریتانیا موضوع جنگ با آمریکا کنار گذاشته شده بود. از نظر رهبران بریتانیا زمان عوض شده است، جنگ به گفته آنها، با آمریکا “غیر قابل تصور” میباشد. عکسالعمل بریتانیا نسبت به قدرت جدید که می خواهد زور خود را نشان بدهد، می بایست تا آنجاییکه ممکن است با وی سازش کرد، مگر آنکه منافع بریتانیا در خطر مستقیم از طرف وی قرار گیرند. از آنجاییکه دو کشور، از دید بریتانیا، آنقدر در ارزشها و همخونی با یکدیگر نزدیک بودند، درگیری کار مناسب به شمار نمیرفت. نفوذ آمریکا در حوزه غرب از دید بریتانیا مورد خوش آمد بود، به عنوان یک گسترش نفوذ انگلوساکسنی. اما بریتانیا، در هر حال، وقتی آمریکا قدرت اقتصادی خود را سعی میکرد گسترش دهد، خشنود نبود، و از این موضوع ناراحت میشد. طی گسترش اقتصاد آمریکا، کالاهای آمریکایی بازار بریتانیا را تحت تاثیر قرار دادند. سرمایهداران آمریکایی که دنبال گسترش خود بودند، سعی بر آن کردند که شرکتهای بریتانیایی را بخرند. پس از شروع قرن بیستم، مطبوعات بریتانیایی سر از اخطار و هشدار دادن زدند، که “آمریکا در صدد اشغال بریتانیا میباشد.”
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38