بهره‌گیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بین‌المللی در قرن بیست‌ویکم

بهره‌گیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بین‌المللی در قرن بیست‌ویکم

در نتیجه، احساسات امپراتوری محافظه‌کاران با دکترین استثمارگری استعمارگرایانه حزب کارگر ترکیب شد. دولت کارگر و به‌ویژه بِوین در سال ۱۹۴۶ به‌طور قاطع اظهار کردند که پایان امپراتوری بریتانیا می‌تواند منجر به کاهش سریع سطح زندگی در بریتانیا و مستعمراتش شود و بنابراین او اعلام کرد که آماده نیست اجازه دهد امپراتوری بریتانیا به سادگی ناپدید شود.

به واسطه نحوه مدیریت فرآیند استعمارزدایی و هدایت آن به سمت تأسیس شورای کشورهای مشترک‌المنافع مدرن، که طرح کلمبو یکی از عناصر اصلی آن بود، بریتانیا توانست حمایت مستعمرات سابق را جلب کند. بنابراین، نفوذ کمونیسم کاهش یافت و دیگر کشورهای غربی نیز از دخالت بازداشته شدند. از جنگ جهانی دوم تا اکنون، یعنی آغاز قرن بیست و یکم، می‌توان گفت که اعطای کمک‌های انسانی به بخشی از دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده است، رویکردی که توسط حزب کارگر بریتانیا آغاز شد و همان‌طور که در این مقاله بررسی شد، ادامه یافته است. سیاست اعطای کمک حزب کارگر بریتانیا غیرقابل مناقشه است، زیرا هم به کشورهای در حال توسعه کمک می‌کند و هم منافع اقتصادی بریتانیا را حفظ می‌نماید. این سیاست، نقش و نفوذ جهانی بریتانیا را در آغاز قرن بیست و یکم تضمین می‌کند و ریشه آن به استراتژی عملیاتی طرح کلمبو در سال ۱۹۵۰ بازمی‌گردد که در این مقاله بررسی شد. در قرن بیست و یکم، این بزرگ‌ترین دستاورد سیاسی نخبگان سیاسی حزب کارگر بریتانیا محسوب می‌شود که موقعیت خود را نیز تضمین کرد.

ما به طور مختصر بحران عراق در سال‌های ۲۰۰۳-۲۰۰۵ را بررسی خواهیم کرد تا نگاه حزب کارگر بریتانیا و استفاده از کمک‌های انسانی به‌عنوان ابزار دیپلماسی بین‌المللی در قرن بیست و یکم را بازتاب دهد.

به دلیل وسعت، جمعیت و به‌ویژه غنای منابع طبیعی، ایالات متحده به واسطه بحران اقتصادی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، از بریتانیا قدرتمندتر ظاهر شد. در واقع، قدرت به دست آمریکا افتاد، نه آنکه از بریتانیا گرفته شود. علاوه بر این، با توجه به تاریخچه خود، آمریکا همدلی چندانی با موقعیت و نقش امپراتوری بریتانیا نداشت. از سوی دیگر، نخبگان سیاسی بریتانیا که در کابینه جنگ همکاری می‌کردند، تقریباً در نیاز به حفظ قدرت و منافع بریتانیا در جهان پس از جنگ توافق داشتند.

برای این منظور، هم حزب کارگر و هم محافظه‌کاران، شامل اتلی، بِوین و چرچیل، بر این باور بودند که اتحاد با ایالات متحده ضروری است. این امر به‌ویژه به دلیل ترس از تهدید سیاست توسعه‌طلبانه کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی برای منافع بریتانیا، به ویژه در کشورهای مشترک‌المنافع، مطرح شد. با تصمیم برای ادامه فرآیند استعمارزدایی، دولت کارگر ۱۹۴۵-۱۹۵۱ و دولت‌های محافظه‌کار ۱۹۵۱-۱۹۵۵، ۱۹۵۵-۱۹۵۷ و ۱۹۵۷-۱۹۶۳، سیاست مشارکت آمریکا در دفاع از اروپای غربی و بریتانیا در برابر تهدید شوروی را دنبال کردند.

علاوه بر این، پس از جنگ جهانی دوم، مفهوم «زبان و میراث مشترک» یا «رابطه ویژه» که برای نخستین بار توسط چرچیل در سخنرانی‌ای در فولتون، میسوری در مارس ۱۹۴۶ بیان شد، مطرح گردید. عبارت «رابطه ویژه» ابزاری دیپلماتیک برای هم‌سویی یک قدرت نوظهور و کم‌تجربه، یعنی آمریکا، با نیازهای بریتانیا بود. هرچند آمریکایی‌ها از نظر ذهنیت و منشأ، کاملاً خارجی هستند، اما حاکمان آن‌ها غالباً آنگلو-ساکسون بوده و با ایده‌های سیاسی بریتانیا همسو هستند و قانع کردن آن‌ها برای پذیرش دیدگاه بریتانیا به معنای تسلط دیدگاه بریتانیا در تمام امور بین‌المللی خواهد بود. بِوین، وزیر امور خارجه کارگر بریتانیا، فعالانه از مشارکت آمریکا در دفاع علیه هرگونه تجاوز خارجی حمایت می‌کرد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!