بهرهگیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بینالمللی در قرن بیستویکم
اگرچه اعضای کشورهای مشترکالمنافع مسئولیت دفاع از خود را به عهده گرفتند، اما همچنان در برابر نفوذ کمونیسم آسیبپذیر باقی ماندند، بهویژه در شرایط شکاف میان روسیه و غرب پس از جنگ. علاوه بر این، ضعف اقتصادی بریتانیا موجب شد که در پیگیری فناوریهای نظامی و بهویژه تسلیحات هستهای دچار نقصان شود. بنابراین، بریتانیا مجبور بود به دلایل اقتصادی و دفاعی با ایالات متحده وارد اتحاد شود. همانطور که کلمنت اتلی، نخستوزیر حزب کارگر بریتانیا، در کتاب خود با عنوان «همانطور که اتفاق افتاد» بیان کرده است:
«در حالی که این تنش با روسیه افزایش یافت، ما بهطور طبیعی به ایالات متحده نزدیکتر شدیم. این امر با تغییر نگرش دولت آمریکا تسهیل شد، زیرا آنها دریافتند که پذیرش مسئولیت در امور جهان چه تعهداتی به همراه دارد. بسیاری از آمریکاییها انزواطلبی قدیمی خود را کنار گذاشتند و با آن برخی از تعصبات دیرینه خود علیه بریتانیا و اتحاد شوروی نیز کاهش یافت. این دو کشور انگلیسیزبان دریافتند که همکاری نزدیک آنها برای صلح جهانی ضروری است.»25
بدین ترتیب، افول امپراتوری نهتنها نشاندهنده، بلکه موجب حرکت به سوی رابطه نزدیکتر با ایالات متحده شد؛ حرکتی که هرگز در زمان صلح تا آن زمان دیده نشده بود و به رهبری یک دولت سوسیالیست با هدف حفاظت از منافع ملی بریتانیا هدایت شد. بریتانیا از این طریق توانست منافع سیاسی و مالی خود را حفظ کند و از فروپاشی کامل امپراتوری جلوگیری نماید.
نیمه دیگر دستاورد دولت کارگر بریتانیا، تأسیس کشورهای مشترکالمنافع مدرن بود. در پایتخت سریلانکا، شهر کلمبو، ارنست بِوین، وزیر امور خارجه دولت کارگر بریتانیا، آخرین دستاورد خود را رقم زد. در نخستین نشست وزرای امور خارجه کشورهای مشترکالمنافع، قانون توسعه ۱۹۴۰ رسماً به «شرکت توسعه» تبدیل شد و معادل بریتانیایی «طرح مارشال» یعنی «طرح کلمبو» بنیانگذاری گردید. این نشست در کلمبو در سال ۱۹۵۰ برگزار شد. بنابراین، دولت کارگر بریتانیا توانست کشورهای مشترکالمنافع مدرن را ایجاد کند.
از جنگ جهانی دوم تا اکنون، یعنی آغاز قرن بیست و یکم، میتوان گفت که اعطای کمکهای انسانی به بخشی از دیپلماسی بینالمللی تبدیل شده است؛ رویکردی که توسط دولت کارگر بریتانیا آغاز شد و در قرن بیست و یکم، از جمله در بحران عراق در سالهای ۲۰۰۳-۲۰۰۵، از کمکهای انسانی بهعنوان ابزار دیپلماسی بینالمللی استفاده میشود. اساساً ایده اعطای کمک یا کمکهای انسانی بر ملاحظات اقتصادی هوشمندانه مبتنی بوده است و هدف آن حفظ نقش تجاری و مالی بریتانیا در کشورهای جهان سوم و در نتیجه، حفظ موقعیت اقتصادی و سیاسی بریتانیا بهعنوان یک قدرت جهانی است.
اعطای کمک یا کمکهای انسانی در قرن بیست و یکم توسط دولت کارگر بریتانیا به کشورهایی همچون عراق، پس از جنگ ۲۰۰۳ در این کشور، اساساً و از نظر فنی ادامه الگوی قدیمیای است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت.26 از این رو، میتوان آن را بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی بینالمللی تلقی نمود. بیانیه کمیته اجرایی ملی حزب کارگر بریتانیا پس از جنگ ۲۰۰۳ اعلام کرد: «بریتانیا در خط مقدم ارائه کمکهای انسانی به مردم عراق قرار داشته است.» (NEC یا کمیته اجرایی ملی حزب کارگر بریتانیا)


