بهرهگیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بینالمللی در قرن بیستویکم
این بررسی بهطور قاطع نشان میدهد که حزب کارگر آشکارا ایدئولوژیک است. بر ضرورت برابری میان طبقات و نژادها تأکید دارد. بر برابری فرصتها و حتی بر برابری یا نزدیکی به برابری پاداشها اصرار میکند. تأمین اجتماعی در اولویت بسیار بالایی برای حزب کارگر قرار دارد. این حزب از گسترش مالکیت و/یا کنترل عمومی حمایت میکند. در امور خارجی، حزب کارگر «هزینهها و بسته شدن پایگاههای خارجی کمتری نسبت به هر دولت محافظهکار انجام میدهد.»10 همچنین «محلیگرایانه و شدیداً ضداستعماری» است.11
گرایشها و ایدههای سیاستی حزب کارگر بریتانیا در استفاده از کمکهای بشردوستانه بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی بینالمللی
واگذاری هند میتواند بهعنوان نقطه شروعی مناسب و مطالعه موردی برای بررسی گرایشها و ایدههای سیاستی حزب کارگر بریتانیا نسبت به روند دکولونیسازی امپراتوری بریتانیا، تأسیس کشورهای مشترکالمنافع مدرن و از این طریق ریشههای استفاده از کمکهای بشردوستانه بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی بینالمللی در قرن بیست و یکم در نظر گرفته شود. این رویکرد به دو دلیل اتخاذ شده است. نخست، نخبگان سیاسی بریتانیا همواره هند را «جواهر» امپراتوری بریتانیا میدانستند و میتوان گفت که یکی از دلایلی که امپراتوری بریتانیا در شرق تا این حد وسیع شد، حفاظت از هند بود. همواره بر این باور بود که اگر امپراتوری هند را از دست بدهد، سایر مستعمرات نیز به دنبال آن خواهند رفت. این باور به واقعیت پیوست، زمانی که هند استقلال خود را از بریتانیا کسب کرد و باقی مستعمرات در آسیا و آفریقا مسیر هند را دنبال کردند. میتوان تا حدی پیش رفت و گفت که در جهان در حال توسعه، هند به الگویی برای استقلال سیاسی تبدیل شد. دلیل دوم برای انتخاب هند بهعنوان مطالعه موردی، این است که مسئله هند واقعاً برای دولت کارگر ۱۹۴۵–۱۹۵۱ به یک مسئله فوری تبدیل شده بود و بنابراین آنها احساس ضرورت کردند که با آن بهطور جدی روبهرو شوند. این امر به این دلیل بود که وضعیت در هند روزبهروز خطرناکتر میشد.
دههها پیش، انتقال نهایی قدرت به هند پیشبینی شده بود، اما حتی تا سال ۱۹۳۹ مشخص نبود که اعطای استقلال به هندیها با چه سرعتی انجام خواهد شد. خصومت میان هندوها و مسلمانان و شکست کنگره و دیگر احزاب هندی در تضمین ثبات داخلی یا مقاومت در برابر تجاوزات خارجی، بهعنوان شواهد قانعکنندهای ظاهر میشد که در آینده نزدیک هیچ تحول چشمگیری در رابطه با استقلال هند رخ نخواهد داد.12 در نامهای در سال ۱۹۳۹، وزیر امور هند، لرد زتلند، نظر خود را به نماینده عالی هند، لرد لینلیگو، ابراز داشت که نرخ پیشرفت «بیشتر شبیه یک واگن صحرایی است تا یک قطار سریعالسیر.» با وجود اینکه او پس از آغاز جنگ به این قضاوت شک داشت، لرد لینلیگو همچنان از این ایده متحیر بود که بریتانیاییها «بهطور جدی در هر بازه زمانی قابل سنجش به فکر تخلیه هند باشند.»13
با این حال، رهبران هندی صبر خود را از دست داده و در مطالبه حکومت خودگردان فعالتر میشدند. آنها نمیتوانستند برای همیشه منتظر بمانند. بدون شک، جنگ جهانی دوم تلاشهای هندیها برای جدا شدن از امپراتوری بریتانیا را تسریع کرد. «در آغاز آن جنگ، نماینده عالی (وایسرای) مرتکب اشتباه مضحکی شد و به جای هند اعلام جنگ کرد، هرچند که حق قانونی داشت، بدون اینکه با حتی یک هندی مشورت کند.» سفیدپوستان حاکم (وایت راج) در اوایل دهه ۱۹۴۰ دریافتند که عمرشان رو به پایان است، زیرا توانایی بریتانیا برای دفاع از امپراتوری آسیایی خود در حالی که جنگ در اروپا در جریان بود، به چالش کشیده شده بود و برای مقابله با تهدید ژاپن، نیاز به اتکا بیشتر به حمایت و نیروهای هندی احساس میشد.14
بر این اساس، وضعیت قلمروی (Dominion) به هندیها پیشنهاد شد تا پس از پایان جنگ اجرایی شود و پیشنهادات دقیقی توسط سر استافورد کریپس در سال ۱۹۴۲ تدوین گردید؛ در همان سال، تصرف مستعمرات بریتانیا در شرق دور توسط ژاپنیها، به ویژه سنگاپور و برمه، کمک هند را در مواجهه با تهدید حمله به هند حیاتی کرد. با این حال، هر دو حزب کنگره عمدتاً هندو و لیگ مسلمانان، پیشنهادات ارائهشده توسط کریپس را رد کردند. کنگره به ویژه با توصیه کریپس مبنی بر اینکه استانها ممکن است از قلمروی پیشنهادی خارج شوند، مخالفت کرد، در حالی که لیگ مسلمانان این پیشنهاد را به دلیل مخالف با ایده ایجاد یک کشور مسلمان جداگانه رد کرد. گاندی نیز به شکست مأموریت کریپس کمک کرد، زیرا خواستار آن بود که بریتانیاییها فوراً هند را ترک کنند، حتی اگر این امر به هرج و مرج و تسلط ژاپنیها منجر شود. واضح بود که بریتانیاییها نمیتوانستند با خواست گاندی موافقت کنند، و وقتی کمپین «هند را ترک کنید» آغاز شد، تا اواسط ۱۹۴۳، ۳۶۰۰ نفر زندانی شدند که گاندی نیز شامل آن بود.


