بهره‌گیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بین‌المللی در قرن بیست‌ویکم

بهره‌گیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بین‌المللی در قرن بیست‌ویکم

هنگامی که دولت کارگر در سال ۱۹۴۵ به قدرت رسید، بریتانیا هنوز در مناطق وسیعی از جهان، از جمله خاور دور، خاورمیانه، اروپا و سایر نقاط حضور داشت، اما با فشارهای اقتصادی فزاینده‌ای روبرو بود. بنابراین، با توجه به برنامه گسترده اصلاحات داخلی که در پیش داشت، دولت کارگر تازه‌کار تلاش کرد تا نقش آینده بریتانیا را تعیین کند. همان‌طور که برنارد پورتر بیان کرده است، برنامه حزب کارگر برای استعمارزدایی امپراتوری «رها کردن چیزی بود که پس از جنگ، عملاً نگه داشتن آن ممکن نبود.»23

«رها کردن امپراتوری» توسط دولت کارگر به معنای پایان نفوذ بریتانیا در مستعمرات سابق نبود. این مسئله باید در چارچوب رویکرد توسعه‌ای نسبت به مستعمرات در نظر گرفته شود، «که گوشت واقعی را بر استخوان‌های قدیمی قیمومیت قرار می‌داد.»24 ایده توسعه استعماری اساساً مبتنی بر ملاحظات اقتصادی هوشمندانه بود، به‌گونه‌ای که نقش تجاری و مالی بریتانیا در مستعمرات سابق حفظ شود و در نتیجه موقعیت اقتصادی و سیاسی بریتانیا به‌عنوان یک قدرت جهانی ادامه یابد. این امر به‌طور اساسی به این دلیل رخ داد که پس از جنگ، بریتانیا دیگر قادر به دفاع از حکومت استعماری خود نبود. این واقعیت پیش از پایان جنگ جهانی دوم توسط محافظه‌کاران و سیاستمداران کارگر، به ویژه محافظه‌کاران پیشرو مانند الیور استنلی، وزیر مستعمرات در زمان جنگ، و اندرو کوهن، که بعدها فرماندار اوگاندا شد، پیش‌بینی شده بود.

در واقع، سیاست‌های توسعه استعماری دولت کارگر توسط «قانون توسعه و رفاه مستعمراتی» در سال ۱۹۴۰ و نسخه جانشین آن در سال ۱۹۴۵ تعیین شد. هر دو این قوانین محصول ائتلاف زمان جنگ بودند. بنابراین، ایده توسعه استعماری که بعدها به «انجمن کشورهای مشترک‌المنافع مدرن» توسعه یافت، ارتباط امپراتوری را ادامه داد. این ارتباط توسط انگیزه توسعه اقتصادی ایجاد شده توسط قانون توسعه مستعمرات تقویت شد. کشورهای عضو این «باشگاه» به این ترتیب مسئول دفاع خود هستند. از این رو، منافع اقتصادی بریتانیا در مستعمرات سابق حفظ شد و در عین حال هزینه‌های دفاع کاهش یافت.

علاوه بر این، بریتانیا به‌عنوان یک کشور سرمایه‌داری مهم، با جلب حمایت کشورهای مستعمره‌ای که به سوی استقلال حرکت می‌کردند، نفوذ کمونیسم را مهار کرد و از ورود دیگر کشورهای غربی جلوگیری نمود. می‌توان گفت از زمان جنگ جهانی دوم تا اوایل قرن بیست و یکم، ارائه کمک‌های بشردوستانه بخشی از دیپلماسی بین‌المللی شده است.

در پایتخت سینه‌هالی، کلمبو، ارنست بوین، وزیر خارجه دولت کارگر بریتانیا، آخرین موفقیت خود را به‌عنوان وزیر خارجه کسب کرد. در این جلسه، که نخستین نشست وزرای خارجه کشورهای مشترک‌المنافع بود، «قانون توسعه مستعمرات ۱۹۴۰» رسماً به «شرکت توسعه مشترک‌المنافع» تبدیل شد و معادل بریتانیایی آن برای کشورهای مشترک‌المنافع، «برنامه کلمبو» به‌عنوان نمونه مارشال پلن ایجاد شد. این نشست در سال ۱۹۵۰ برگزار شد و سال بعد، بوین از سمت وزیر خارجه کناره‌گیری کرد.

بدین ترتیب، دولت کارگر بریتانیا توانست منافع سیاسی و مالی بریتانیا را حفظ کند و با ایجاد «کشورهای مشترک‌المنافع مدرن»، از فروپاشی کامل امپراتوری جلوگیری نماید.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!