جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان
منافع آمریکا همینطور راه خود را در صنایع تولید الکتریکی بریتانیا پیدا میکردند، در این مقطع در دست یک سری از شرکتهای بزرگ خصوصی دو سرمایهدار بزرگ آمریکایی، به نامهای ساموئل اینسال، و هارلی کلارک، کارخانههای برق را در بریتانیا به دست آوردند. تا ۱۹۳۰ شرکت گریتر لندن و کانیتز تراست کلارک ۵۴ شرکت برخی را به عهده گرفت از آکسفورد شایر تا ایست انگلیا. مالکیت آمریکایی آن را نمیتوان در آن موقع دیگر مخفی نگه داشت. اوضاع بسیار آشکار بود. وقتی موضوع آشکار به عمل آمد کلارک لرد برکنهد را که یک وکیل دادگستری و سیاستمدار شاخص بود به عنوان رئیس تشکیلات خود برگزید، لرد برکنهد یک بریتانیایی بود، و یک مقام سابق دولتی در بریتانیا می بود. لرد برکنهد به دروغ اعلام کرد که “تشکیلاتی را که وی به ریاست آن برگزیده شده بریتانیایی میباشد گرچه وابستگیهای با منافع کلارک در آمریکا دارد.”۱۷ تظاهر به اینکه تراست صرفاً از سرمایه آمریکایی استفاده میکرد و همه چیز زیر کنترل بریتانیا میباشد کسی را گول نزد و هیچکس از این حرفها گول نخورد. اما هیچ اقدامی بر علیه آن تا ۱۹۳۶ انجام نگرفت دیگر تا آن زمان مالکیت آمریکایی خود یک نوع مشکل قلمداد میشد. سودها از بریتانیا انتقال پیدا میکردند به آمریکا برای زنده نگه داشتن شرایط به هم ریخته شرکت مادر را. حمایت دولت آمریکاییها خریداری شدند و تراس کاملاً به عنوان مالکیت بریتانیایی شمرده میشد.
اشتباه است اگر تصور شود که مخالفت کامل بود با سرمایهگذاری آمریکا در بریتانیا. وقتی کابینه بریتانیا در ماه مه ۱۹۲۸ راجع به عرضههای صنایع الکتریکی صحبت کرد. وزرای کابینه بر این عقیده بودند که نباید سرمایهگذاری خارجی را محدود کرد، و حتی غیر ممکن میباشد.۱۸ واضح بود که بریتانیا نیاز به یادگیریهای زیادی بود از مدیریت آمریکایی، مثل روش تولید، تکنیکهای فروش. وقتی که کارخانه جاروبرقی سازی هور مجتمع خود را در بریتانیا بنا نهاد، تعدادی از مدیران فروش بریتانیایی را برای تعلیمات لازمه به آمریکا فرستادند که راههای جدید فروش را از هوور یاد بگیرند. مدیران فروش در بریتانیا به کنفرانسهای متعدد در اردوهای کنار دریا در شهرهای مختلف بریتانیا فرستاده میشدند. مدل فروش به صورت تسلط بر روی خریدار به کار میرفت، و شکل جدید مدیریت فروش آمریکایی محسوب میشد، که خریدار را با تبلیغات محاصره نمایند. اولین چالش و مشکل و چیز جدید این بود که وارد خانهها بشوند که طریق کار دستگاه جاروبرقی را به خریدار تعلیم دهند، و سپس اجرت یاددهی را از خانم خریدار بگیرند، اینها چیزهایی جدیدی برای بازاریابان بریتانیایی بودند.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23


