جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان
در سال ۱۹۳۷ سعی بر آن شد که استانداردها بهتر گردند. در این مقطع سهمیهها بالا رفتند، و حداقل درآمد تعیین گردید. هالیوود که درآمد خود را بر اساس فروش به خارج از آمریکا حساب میکرد از قوانین و لوایح بریتانیا بسیار خشمگین شده بود، یک سوم درآمدش از بریتانیا تهیه میشد. وزارت امور خانه آمریکا و اتحادیه هالیوود به دولت بریتانیا اعتراض کردند. وزارت خارجه آمریکا میگفت، “این دولت هیچ قانون محدود کننده ای در نظر ندارد، مشابه قوانینی که در بعضی از کشورهای خارجی در نظر گرفتهاند.”۲۸ منظور کنایه به بریتانیا بود! لزومی نداشت که آمریکاییها بگویند ما قوانین محدود کننده نداریم، زیرا آنها درهای خود را به طرف واردات بسته بودند، و با فشار وارد بازارهای دیگر کشورها میشدند. تا پایان دهه ۲۰ میلادی ۵ شرکت بزرگ فیلمسازی آمریکایی بر کل صنایع فیلم آمریکا تسلط کامل پیدا کردند. زیرا آنها اکثر فیلمهای اصلی را میساختند، و سبک توزیع فیلمها در کنترل آنها بود، و همچنین اکثر سینماها به آنها تعلق داشتند. حتی فیلمهای خوب بریتانیایی هیچ فرصتی در این شرایط برایشان مهیا نبود. از آنجایی که آمریکا قادر نبود که قانون سهمیهبندی فیلم را در بریتانیا از بین ببرد، شرکتهای بزرگ فیلمسازی آمریکایی، به خصوص ام جی ام همان کاری را که فورد و فایراستون برای تعرفههای بریتانیایی به اجرا درآوردند را به اجرا گذاشتند. آنها شرکتهای فیلم بریتانیایی را خریداری کردند، و تولیدات خود را در بریتانیا انجام دادند.
مشخص شد که دولت بریتانیا نمیتواند سلیقه مردم را عوض کند. فیلمهای آمریکایی در بریتانیا و اقسا نقاط جهان موفق شدند، چون از لحاظ تکنولوژیکی، بازی، سطح بالایی را داشتند، و از نظر مردم بسیار هیجان انگیز بودند. هیچ قانونی محبوبیت آنها را کم نکرد. یکی از مدیران سینما در ایست اند لندن خاطرنشان ساخت، “تماشاگرها فیلم خوب میخواهند، فیلمهای هیجان انگیز. آنها به هیچ بهایی حاضر به تماشای فیلم های بریتانیایی نمیباشند. وقتی یک فیلم بریتانیایی در برنامه داریم، تماشاگرها آخر وقت میآیند که فیلم بریتانیایی را مجبور نباشند ببینند.”۲۹
نخبگان بریتانیایی با دید تحقیرآمیز خود نسبت به فیلمهای آمریکایی، و مخالفت با آن محصولات اظهارات خود را از طریق گفتههای سی. ایی. ام. جوئد ابراز داشتند. طبق گفتههای وی، “آمریکا خلاصه و نمونه تمدن جدید میباشد. واقعیتها را از بین برد. زیبایی و خوبی و سنت را از بین برد. به جای اینها ستایش از ماشین آلات، و بزرگ بود ابزارآلات، روی کار آمدند. فیلم، زبان عوام پسندانه، و تبلیغات چیزهایی هستند که آمریکا توانست جایگزین کند با ادبیات اصیل. اخلاق به اینجا محدود شده بود که هر چیزی که آمریکایی است خوب است، در نتیجه همه چیز نسبت به آمریکا باید خوب باشد. آمریکا نمونه کار خوب خدا است، و در نتیجه باید به خدا عبادت کرد برای به وجود آمدن آمریکا.”۳۰
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23


