جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان
تولید انبوه اتومبیل به این معنا شد که آمریکا اولین و بزرگترین وارد کننده لاستیک در جهان شد، که بیش از دو سوم کل تولیدات لاستیک جهان را معرف میکرد. و بریتانیا با کشت لاستیک (درخت لاستیک) در مالایا، و سیلان سه چهارم تولیدات لاستیک جهان را کنترل میکرد. بریتانیا گلوگاه نیاز به لاستیک آمریکا را در دست داشت. اما قیمت لاستیک در اوایل دهه ۲۰ میلادی شروع به افت کرد. لاستیک بیش از حد تولید میشد، و طبق گفته کشاورزان بریتانیایی لاستیک قیمت دیگر توسط بازار مورد پوشش قرار نمیگرفت و صرف نداشت. دولت بریتانیا بررسیهای مورد نیاز را برای این شرایط انجام داد و نتیجه آن بود که در سال ۱۹۲۲ طرح استیو نیسون تولید لاستیک را به ۶۰ درصد سطح ۱۹۲۰ آن کاهش داد. بررسی به این نتیجه رسید که با اینکه هزینه تولید لاستیک در هر واحد وزنی پوند ۲۱ سنت میبوده، در حالی که در نیویورک در سال ۱۹۲۱ به قیمت حد متوسط ۱۶ و ۳ سنت به فروش رفته بود، در مقطعهایی به پایینی ۱۲ سنت هم رفته بود. تولید در شرایطی میتوانست ادامه پیدا کند که در ساختن لاستیک کاهشی ایجاد گردد. اگر ساخت و ساز لاستیک کاهش یابد تولید میتوانست به بقای خود ادامه دهد. اما تاثیر کاهش برای اقتصاد در ایالات متحده تخریب کننده بود. تا سال ۱۹۲۵ قیمت یک وزن پوند لاستیک که قرار بود به ۳۰ سنت برسد به یک دلار و ۲۱ سنت رسید.
در اغلب زمان دهه ۲۰ میلادی وزیر بازرگانی آمریکا هربرت هوور بود، که بعداً رئیس جمهور حزب جمهوریخواه گردید. در سال ۱۹۲۵ هوور توسط فایر استون تشویق گردید که با طرح استونسون مبارزه شدیدی انجام دهد، و تعیین نرخ را مغایرت با درهای باز خواند. در این جنگ روانی بریتانیاییها گفتند در مقابله با آمریکا که، ایالات متحده آمریکا دقیقاً همین کار را با بقیه انجام میدهد، یعنی سعی میکنند که قیمت پنبه را مانورهای مختلف بالا نگه دارند. یک دیپلمات بریتانیایی خاطرنشان کرد که “هر چیزی که باعث افزایش قیمت پنبه آمریکا گردد بلافاصله تاثیر بر وضع منطقه نساجی لنکشایر خواهد داشت.” ۵
همچنین بریتانیاییها میخواستند به آمریکاییها یادآوری کنند که، گرچه بریتانیا آمادگی صحبت کردن راجع به سیاست درهای باز را ممکن است داشته باشد همراه با فرصتهای مساوی در بازارهای خارجی، اما آمریکا بالاترین تعرفهها را داشت. یک سوم واردات آمریکا شامل گمرک میشدند و نرخ گمرک حد متوسط ۴۰ درصد بود. بعد از صادرات اصلی بریتانیا مانند فولاد، چینی، و محصولات نساجی خاطرنشان شده بودند که قابل فروش در آمریکا نمیبودند، چیزی که بریتانیا با آن اعتراض داشتند. درهای آمریکا بر روی این محصولات بسته بودند، و هربرت هوور، وزیر بازرگانی آمریکا اصلاً نمیخواست راجع به اعتراض بریتانیا نسبت به این موضوع چیزی بشنود. در حالی که هوور از سد راه تعرفههای کشورهای دیگر انتقاد میکرد، ولی تعرفههای آمریکا را بالا نگه میداشت. وی متوجه نمیشد که این کار به ضرر آمریکا خواهد بود. زیرا نهایتاً تجارت آمریکا صدمه خواهد دید. چون بقیه قادر به فروش محصولات خود نخواهند بود، و در نتیجه قادر نخواهند بود که محصولات آمریکا را بخرند. “نیرویی وجود ندارد که جلوی ما را بگیرد که نتوانیم به رشد تجارت خارجی خود ادامه دهیم”۶ این را هوور زمانی گفت که بلافاصله بعد از ۱۹۲۸ رشد اقتصادی سقوط کرد.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23


