«رابطه هستهای ویژه» آنگلو-آمریکایی: خاستگاه راهبرد دفاعی دو حزبی معاصر بریتانیا
درست است که آنها کیسه های پول را دارند
اما ما تمام مغزها را داریم.»10
چرچیل نیز بر این باور بود که وظیفه اش یاری رساندن به آمریکا برای ورود به آرامش جهانی» است. او در ۲۸ آوریل ۱۹۵۳ گفته بود: آمریکا بسیار قدرتمند است. اما بسیار ناشی».
با این حال، هارولد مک میلان مانند چرچیل نیمی آمریکایی بود و در جریان جنگ جهانی دوم نیز رابطه ای نزدیک با آیزنهاور برقرار کرده بود؛ آن هم در مقام نماینده ویژه بریتانیا در ستاد فرماندهی متفقین در مدیترانه به رهبری آیزنهاور در سالهای ۱۹۴۳-۱۹۴۴ آیزنهاور به مهارت درک هوشمندی و توانایی مک میلان در مدیریت مسائل پیچیده و مشاوره دهی به گونه ای که اعتماد بالایی در او ایجاد میکرد، اعتماد کامل داشت.11 آیزنهاور همچنین میخواست درک بهتری از پیچیدگی سیاسی تعامل با متفقین و شوروی ها به دست آورد از این رو مک میلان مناسب ترین چهره رهبری در حزب محافظه کار برای نخست وزیری بود و میتوانست رابطه فرا آتلانتیکی را که در جریان بحران سوئز تقریباً از هم گسیخته بود، بازسازی کند.
مک میلان وزیر خارجه اش سلوین، لوید و لرد هیوم – وزیر امور کشورهای مشترک المنافع -مدت ها نگران تهدید ناشی از کمونیسم بودند چنان که پیشتر در این فصل به آن اشاره شد. بنابراین همانند چرچیل مک میلان نیز معتقد بود که داشتن یک رابطه ویژه با ایالات متحده یک ضرورت است. اگرچه بریتانیا از نظر فناوری توانایی ساخت بمب اتم و بمب هیدروژنی را داشت و آنها را نیز آزمایش کرده بود اما از نظر مالی توان ادامه مسیر نظامی سازی این فناوری ها را نداشت.
ترس از تهدید اتحاد جماهیر شوروی و گسترش کمونیسم به مستعمرات باقی مانده و پیشین بریتانیا مک میلان را متقاعد ساخت که باید هر چه سریع تر روابط عادی با ایالات متحده را از سر گیرد، در حالی که هم زمان فرآیند استعمار زدایی را نیز ادامه میداد این نکته اخیر در چارچوب سیاست استعماری مک میلان نیازمند بررسی بیشتری است که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
سخنرانی مک میلان در کیپ تاون در سال ۱۹۶۰ – که بخشهایی از آن پیشتر در این فصل نقل شد – نشانه ای روشن از سیاست او در قبال مستعمرات و بازتابی از هشدار الیور استنلی بود؛ همان طور که در همین فصل نیز به آن اشاره شد. زمانی که مک میلان در سال ۱۹۵۷ به قدرت رسید گسترش کمونیسم و خطر افتادن مردم مستعمرات آفریقا به دامن کشورهای سوسیالیستی به یکی از نگرانی های اصلی نخست وزیر تازه منصوب تبدیل شده بود.


