«رابطه هستهای ویژه» آنگلو-آمریکایی: خاستگاه راهبرد دفاعی دو حزبی معاصر بریتانیا
دلیل علاقه آیزنهاور به مشارکت بریتانیا در راهبرد بازدارندگی هسته ای ایالات متحده در دیدار برمودا این بود که دولت آمریکا میخواست موشکهایی با برد متوسط و کلاهک هسته ای را در منطقه ای نزدیک به شوروی مستقر کند و بریتانیا، با توجه به توافقات بلند مدت برای پایگاه های آمریکایی، بهترین گزینه بود.
از آنجا که منافع بریتانیا و آمریکا همسو بودند، توافق دیگری نیز در نشست برمودا حاصل شد شصت موشک برد متوسط «تور» قرار شد در بریتانیا مستقر شود. این توافق موجب شد تا توافق چرچیل و ترومن در سال ۱۹۵۲ (که میگفت:«استفاده از این پایگاهها در مواقع اضطراری باید با تصمیم مشترک صورت گیرد» 22) با سیستم کنترل مشترک یا همان «کلید دوگانه» جایگزین شود. این سیستم به این معنا بود که شلیک موشکها تنها با مجوز پرسنل بریتانیایی ممکن بود، اما کنترل کلاهکها در اختیار ایالات متحده باقی میماند.
سیستم «کلید دوگانه» به این معنا بود که هر دو طرف حق و تو در استفاده از این سلاح ها داشتند و هر دو طرف از این توافق سود میبردند: آمریکا موشک هایی در تیررس شوروی داشت و بریتانیا در بازدارندگی هسته ای شریک شد پیمان برمودا تنها آغاز روابط هسته ای میان آمریکا و بریتانیا بود.
تا پایان دوره ریاست جمهوری آیزنهاور، همکاری کامل هسته ای بین بریتانیا و آمریکا شکل گرفته بود. با روی کار آمدن کندی در سال ۱۹۶۰، روابط دو کشور حتی نزدیک تر شد. با وجود تفاوت سنی زیاد مک میلان و کندی به دوستان نزدیکی تبدیل شدند. در سال ۱۹۶۱ کندی برای گفت و گوهای غیر رسمی به لندن رفت و این دیدار آغازی بر رابطه ای شد که به نزدیکترین رابطه کندی با یک رهبر خارجی تبدیل شد.
با وجود روابط نزدیک با آیزنهاور، و حتی نزدیکی بیشتر با کندی، و اعتقاد قوی به «روابط ویژه» آنگلو- آمریکایی، مک میلان – درست مانند ادن – حاضر نبود مطیع بی چون و چرای واشنگتن باشد و هرگاه منافع بریتانیا اقتضا میکرد موضع مستقل اتخاذ میکرد. برای مثال، در بحران کانال سوئز، او از ادن در تصمیم برای مشورت نکردن با آمریکا حمایت کرد؛ زیرا معتقد بود مشورت با آمریکا ممکن است به تسلط ایالات متحده بر منطقه کانال منجر شود.
با این حال، در دوران نخست وزیری اش، درسهای بحران سوئز همیشه در ذهن مک میلان بود. افزون بر این، «روابط ویژه» میان بریتانیا و آمریکا هدف انتقادات فراوانی، هم در بریتانیا و هم در آمریکا، قرار گرفت و هر دو رهبر، مک میلان و کندی را تحت فشارهای زیادی در کشورهایشان قرار داد. در بریتانیا، بسیاری منتقد بودند که کشور به پایگاهی برای آمریکا تبدیل شده و در نتیجه، هم تحت سلطه واشنگتن قرار گرفته و هم در برابر حمله احتمالی شوروی آسیب پذیرتر شده است.
با این حال، با وجود روابط خوب میان رهبران دو کشور، همکاری دفاعی میان بریتانیا و ایالات متحدة ادامه یافت. پس از جنگ جهانی دوم بریتانیا نیز با هدف دفاع از دنیای آزاد در برابر کمونیسم، و البته با در نظر گرفتن منافع خود نقش فعالی در مذاکرات مربوط به پیمانهای منطقه ای پساجنگ ایفا کرد. این پیمانها همگی تحت چارچوب پیمان ناتو بودند؛ از جمله پیمان سیتو (SEATO) در آسیای جنوب شرقی و پیمان سنتو (CENTO) یا پیمان بغداد. افزون بر این، در جریان فرآیند استعمار زدایی، پایگاههایی در مکانهایی مانند قبرس، سنگاپور، جبل الطارق و عدن حفظ شدند و تحت این پیمانها، با ایالات متحده به اشتراک گذاشته شدند.


