فرایند گسترش و توسعه امپراتوری بریتانیا
جنگ به بریتانیا نشان داد که این غفلت تا چه اندازه زیانبار است. به همین دلیل، در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، صنعتگران بریتانیایی بهطور فزایندهای ترجیح دادند مستقیماً از تولیدکنندگان مستعمراتی خرید کنند، نه از واسطههای آلمانی و دیگر کشورهای خارجی. علاوه بر این، بریتانیاییها در بهرهبرداری مستقیم از منابع ثروت امپراتوری ــ همچون مس شمال رودزیا ــ فعالتر شدند.
با این وجود، روند کلی آن بود که، دستکم بهطور موقت، پیوندهای تجاری نزدیکتر میان بریتانیا و اعضای مختلف امپراتوری که از آغاز قرن در حال شکلگیری بود، تقویت شود. سال ۱۹۳۲ این روند را از دیدگاه بریتانیا رسماً تأیید کرد.
با این حال، بریتانیا از ارزش قلع مالایا که بازار جهانی را در اختیار داشت، غافل نمانده بود و این منبع را چه پیش از جنگ و چه پس از آن بهخوبی بهرهبرداری میکرد. مهمترین کمبود معدنی در سراسر امپراتوری در محصولات نفتی و سنگآهن بود، اما علاقهی بریتانیا به خاورمیانه در قرن بیستم دقیقاً برای مقابله با این مشکل نفتی شکل گرفت.
در زمینهی صادرات، بریتانیا بار دیگر بیش از پیش به امپراتوری بهعنوان بازار اصلی خود چشم دوخت، چراکه بازارهای خارجی یا بهدلیل بیرون رانده شدن او بسته شده بودند یا به این علت که بریتانیا از رقابت بازرگانی با قدرتهای دیگر ناتوان مانده بود. در دههی ۱۹۳۰، امپراتوری به بازار حیاتی برای کالاهای صنعتی بریتانیا تبدیل شده بود. هند بزرگترین خریدار بهشمار میآمد و پس از آن استرالیا، در حالیکه آفریقای جنوبی در دههی ۱۹۳۰ جهشی موقت در خریدها داشت. ایالات متحده تنها خریدار عمدهی خارجی باقی ماند.
با این حال، پیوند نزدیکتر امپراتوری برای صادرات بریتانیا، از سوی مستعمرات به همان اندازه متقابل نبود.17 برای نمونه، کانادا برای تأمین کالاهای صنعتی خود بیش از آنکه به بریتانیا وابسته باشد، به ایالات متحده متکی بود. سیلان همراه با استرالیا در قرن بیستم بخش بیشتری از واردات خود را از منابعی غیر از بریتانیا تأمین میکردند. افزون بر این، برخی از جزایر هند غربی نیز تأمینکنندگان آمریکایی را به بریتانیاییها ترجیح دادند.
با گذر زمان در قرن بیستم، اقتصادهای تثبیتشدهی بیشتری سهم بریتانیا را در واردات خود کاهش دادند، در حالیکه سهم امپراتوری و همچنین منابع خارجی در حال افزایش بود. هرچند پس از سال ۱۹۲۵ یک بهبود نسبی برای بریتانیا پدید آمد، اما تا میانهی دههی ۱۹۳۰ روند افول دوباره آغاز شد. حتی در مستعمرات وابستهی امپراتوری نیز چرخشی فزاینده علیه تولیدات بریتانیا مشاهده میشد: مالایا بیشتر به منابع خارجی و امپراتوری روی میآورد، سیلان به منابع امپراتوری و هنگکنگ به منابع خارجی. در مقابل، تنها غرب آفریقا همچنان نگاه خود را به سمت بریتانیا حفظ کرده بود.18
میتوان گفت که بریتانیا هرچه بیشتر بر بازارهای امپراتوری برای فروش کالاهای خود متکی میشد، در حالیکه امپراتوری در مقابل، وابستگی خود را به تولیدات بریتانیایی کاهش میداد. برای مثال، در میان صادرات کمارزش همچون آبجو، صابون، کتاب و خوراکیهای تجملی، کشورهای امپراتوری همچنان اصلیترین خریداران بریتانیا بودند. «زنان استرالیایی علاقه داشتند با کلاههای وارداتی از لندن به نمایش درآیند، در حالیکه شکلات انگلیسی میخوردند و چای انگلیسی مینوشیدند.»19


