فرایند گسترش و توسعه امپراتوری بریتانیا
در حوزهی صادرات باارزش، امپراتوری به بازاری اساسی برای بریتانیا بدل شد. در حالیکه یک قرن پیش منسوجات بریتانیایی سه برابر بیشتر به بازارهای خارجی صادر میشد تا به امپراتوری، در سال ۱۹۳۰ این نسبت تقریباً برابر شده بود.
با این وجود، در میان اقتصادهای پیشرفتهترِ دومینیونها، احساس فزایندهای از استقلال اقتصادی شکل گرفته بود. آنها به دنبال برنامههای صنعتیسازی و تنوعبخشی به تجارت خود بودند. در نتیجه، تولیدکنندگان بریتانیایی دلیل چندانی برای داشتن اعتماد بلندمدت به این بازارها نداشتند و بریتانیا نمیتوانست انتظار داشته باشد سهم خود را در این کشورها برای مدت طولانی حفظ کند.
با این حال، بریتانیا همچنان قادر بود بهعنوان مرکز مالی جهان قدرت اعمال کند، حتی در مقایسه با افول جایگاهش بهعنوان یک قدرت تجاری. درآمدهای نامرئی همواره موجب توازن حسابهای بریتانیا میشد. این درآمدها عمدتاً از طریق نقش بریتانیا بهعنوان بانکدار، حملونقلکننده و بیمهگر جهانی، و بهویژه از طریق سود سهام سرمایهگذاریهای خارجی حاصل میشد. اهمیت این درآمدها از سرمایهگذاریهای برونمرزی را میتوان در افزایش سهم آنها از درآمد ملی مشاهده کرد: از ۴ درصد در سال ۱۸۸۰ به ۱۰ درصد در سال ۱۹۱۴.
میانگین درآمد سالانه از این سرمایهگذاریها در فاصلهی سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۴ حدود ۱۱۰ میلیون پوند بود؛ رقمی که در سالهای پایانی این دوره بسیار بالاتر بود (برای نمونه، در سال ۱۹۱۳، درآمد ۲۱۰ میلیون پوند از مجموع سرمایهگذاری بیش از ۳٬۷۰۰ میلیون پوند به دست آمد). برتری مالی بریتانیا درست پیش از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) در اوج خود قرار داشت. با این حال، بحرانهای بینالمللی و ضعفهای داخلی بریتانیا را در هم کوبید و این کشور نتوانست در دو دههی پس از جنگ موقعیت خود را بازیابی و حفظ کند.
در نتیجه، ایالات متحده جایگزین بریتانیا بهعنوان بزرگترین طلبکار کانادا و بخش عمدهای از آمریکای لاتین (بهویژه آرژانتین و شیلی) شد. با این وجود، بریتانیا همچنان موقعیت خود را در استرالیا، هند، آفریقا، امپراتوری شرقی و چین حفظ کرد. همچنین سرمایهگذاریهای قابل توجهی در خاورمیانه برای نفت و در مناطقی چون ونزوئلا انجام داد. بهطور کلی، بریتانیا سریعتر در حوزهی تجارت نسبت به سرمایهگذاری دچار افول شد، و هرچند در دههی ۱۹۳۰ هیچکس در قدرت دلار آمریکا تردید نداشت، لندن همچنان بهعنوان یک مرکز مالی برجسته باقی ماند.20
با این حال، این وضعیت تا حدی گمراهکننده بود. اقتصاد بریتانیا از ضعفهای جدی رنج میبرد: ارزش پوند بیش از حد بالا بود و افول نسبی تجارت، فشارهایی بر توان مالی سرمایهداری بریتانیا وارد میکرد. تا سال ۱۹۳۹، پیشرفت اقتصادی آلمان و ژاپن، همراه با قدرت اقتصادیِ آزمایشنشدهی ایالات متحده، تهدیدهایی حیاتی برای تداوم جایگاه بریتانیا بهعنوان یک قدرت بزرگ جهانی ایجاد کرده بود.


