فشار ایالات متحده بر امپراتوری بریتانیا برای استقلال هند: بهرگیری آمریکا از اهرم مالی در روند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا

فشار ایالات متحده بر امپراتوری بریتانیا برای استقلال هند: بهرگیری آمریکا از اهرم مالی در روند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا

با این وجود، چنان‌که گفته شد، افول برتری اقتصادی، استعماری و راهبردی بریتانیا برای مدتی طولانی پنهان ماند. تا پیش از سال ۱۹۱۴، منابع کشور ــ به‌ویژه دارایی‌های گسترده‌ی خارجی آن ــ همچنان عظیم بود؛ انعطاف‌پذیری دیپلماتیک بریتانیا نیز چشم‌اندازی نسبتاً امن در برابر خطر شکل‌گیری ائتلاف جهانی دشمنان فراهم می‌کرد؛ و از همه مهم‌تر، افول بریتانیا نسبی بود، نه مطلق.

ضد استعمارگرایی آمریکا و استعمارزدایی از امپراتوری بریتانیا:

فشار ایالات متحده برای استقلال هند

مرحله‌ی نخست گسترش نفوذ ایالات متحده بدون درگیری در هیچ جنگ عمده‌ای صورت گرفت. این کشور در قاره‌ی خود رقیبی نداشت و به همین دلیل توانست به‌سرعت سرزمین‌های داخلی‌اش را اشغال و مستقر شود. به‌زودی نیز حضور خود را در خارج از قاره آشکار کرد — در لیبریا (۱۸۲۰)، ژاپن (۱۸۵۴) و چین (۱۸۵۹) — و تا آغاز قرن بیستم، برتری اقتصادی خود را بر قاره‌ی آمریکا تثبیت کرد و نفوذش را تا فیلیپین در اقیانوس آرام گسترش داد.

«تا پیش از جنگ کره، ایالات متحده تنها طعم پیروزی‌های مطلق را چشیده بود: فتح غرب، خرید سرزمین از قدرت‌های خارجی (مانند آلاسکا در سال ۱۸۶۷)، جنگ با مکزیک و اسپانیا. حتی مداخلاتش در سال‌های ۱۹۱۷ و ۱۹۴۱ نیز در جنگ‌هایی صورت گرفت که به سبب انزوای جغرافیایی کشور، خود آمریکا از خطر مستقیم مصون بود.»16

ایالات متحده، که به استقلال خود از هرگونه استعمار و رقیب قاره‌ای می‌بالید، در طول تاریخ خود هیچ درک واقعی و عمیقی از روابط میان دولت‌ها توسعه نداده بود.

«چون ایالات متحده هرگز طعم واقعیت‌هایی را که از مبارزه‌ی مستمر برای حفظ موجودیت ملی برمی‌خیزد نچشیده بود، به قدرتی جهانی بدل شد که تجربه‌ی تاریخی‌اش به‌کلی با دولت‌های اروپایی تفاوت داشت.»17

افزون بر این، آمریکاییان از همان آغاز نسبت به مفهوم امپریالیسم بی‌اعتماد بودند — چه آنانی که از نوادگان انقلابیون آمریکا بودند و چه پناهجویانی که از استبدادهای کهن قاره‌ی اروپا گریخته بودند. بنابراین، برخلاف بریتانیایی‌ها که در قرن نوزدهم خود را محق در مداخله در امور دیگران می‌دانستند (مثلاً برای مبارزه با برده‌داری)، آمریکاییان خود را مأمور هدایت ملت‌ها به سوی *حق تعیین سرنوشت جهانی* می‌دیدند. بدین معنا که اگر آمریکا در امور کشور دیگری دخالت کند، هدفش نه سلطه بلکه «رهایی آن ملت از سلطه‌ی دیگران» است.

در نتیجه، «آمریکایی‌ها به‌هیچ‌وجه قصد نداشتند پس از جنگ جهانی دوم از امپراتوری بریتانیا حمایت کنند — هرچند اصطلاح *رابطه‌ی ویژه* میان دو کشور بر سر زبان‌ها بود. شخص فرانکلین روزولت از منتقدان سرسخت امپراتوری بریتانیا بود؛ او در جایی گفته بود: ‘انگلیسی‌ها هرجا در جهان دستی دارند، حتی اگر تنها یک صخره یا تپه‌ی شنی باشد.’»18

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!