فشار ایالات متحده بر امپراتوری بریتانیا برای استقلال هند: بهرگیری آمریکا از اهرم مالی در روند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا

فشار ایالات متحده بر امپراتوری بریتانیا برای استقلال هند: بهرگیری آمریکا از اهرم مالی در روند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا

مسئله‌ی اصلی در مفهوم قیومیت بین‌المللی، مسئله‌ی پاسخ‌گویی به یک نهاد بین‌المللی است. فصل یازدهم، ماده‌ی دوازدهم و فصل سیزدهم منشور ملل متحد، معنای قیومیت را مشخص می‌سازند.

«فصل یازدهم» اعلامیه‌ای است درباره‌ی سرزمین‌های غیرخودگردان. این فصل، ضمن به‌رسمیت‌شناختن مسئولیت اعضای سازمان ملل متحد در قبال پیشرفت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی ملت‌های وابسته، اصل خودگردانی را نیز مورد تأکید قرار می‌دهد. واژه‌ی «استقلال» در این فصل ذکر نشده است. جز در مورد چند سرزمین خاصِ مشمول نظام قیومیت، «خودگردانی» هدف کلی استعمارزدایی به شمار آمد که در کنفرانس سان‌فرانسیسکو در سال ۱۹۴۵ تثبیت گردید.24

اما ماده‌ی دوازدهم صراحتاً به نظام قیومیت بین‌المللی می‌پردازد و از آن به‌عنوان ماده‌ای یاد می‌کند که هدفش «توسعه‌ی تدریجی به‌سوی استقلال» است.

در نهایت، «فصل سیزدهم» به ترکیب، وظایف و اختیارات شورای قیومیت می‌پردازد. «تا مدت‌ها (در زمان نگارش این متن، ایالات متحده تنها کشور دارای قلمرو قیومتی باقی‌مانده بود) شورای قیومیت متشکل بود از اعضای سازمان ملل که سرزمین‌های قیومتی را اداره می‌کردند و نیز شمار برابری از کشورهایی که چنین سرزمین‌هایی نداشتند. شورای قیومیت دارای اختیارات مشخصی بود که شامل موارد زیر می‌شد:

الف) بررسی گزارش‌هایی که از سوی قدرت اداره‌کننده ارائه می‌شد؛

ب) دریافت و بررسی دادخواست‌ها در مشورت با مقام اداره‌کننده؛

ج) فراهم‌آوردن امکان بازدیدهای دوره‌ای از سرزمین‌های قیومتی در زمان‌هایی که با مقام اداره‌کننده توافق می‌شد.»25

نظام قیومیت (Trusteeship) در واقع بذر اولیه‌ی طرح موسوم به «چهار پلیس» بود؛ طرحی که بر اساس آن، ایالات متحده، بریتانیا، روسیه و چین به‌عنوان قدرت‌های اصلیِ پس از جنگ، مأموریت داشتند صلح جهانی را از طریق گشت‌زنی و نظارت بین‌المللی حفظ کنند. مفهوم قیومیت نزد روزولت بسیار فراتر از صرفاً قیمومیت بر ملت‌های مستعمره بود. این مفهوم دربردارنده‌ی کل سازمان‌دهیِ نظم نوین جهان پس از جنگ جهانی دوم بود.

«با در نظر گرفتن این کاربرد گسترده از مفهوم قیومیت ــ هرچند روزولت هرگز آن را به‌صورت عمومی افشا نکرد ــ باید گفت که او این ایده را در معنای سنتی آن نیز می‌پذیرفت؛ معنایی که با دیدگاه بسیاری از آمریکایی‌ها مشترک بود. روزولت باور داشت که ملت‌های تحت سلطه باید تنها تا زمانی در قیمومیت نگاه داشته شوند که توانایی ایستادن بر پای خود را به دست آورند.»26

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!