قدرت و منافع نخبگان در ساختار سیاسی بریتانیا

قدرت و منافع نخبگان در ساختار سیاسی بریتانیا

ارتباط نظام افتخارات با ارتقای شغلی، مکانیزمی مؤثر برای کنترل انسجام نخبگان فراهم می‌آورد. برای مثال، «اگرچه نشان امپراتوری بریتانیا (Order of the British Empire) نشان معمول برای کارمندان دولت است، کسانی که در وزارت امور خارجه و خدمات دیپلماتیک فعالیت می‌کنند معمولاً در نشان سنت مایکل و جورج (Order of St. Michael and George) مورد تقدیر قرار می‌گیرند. نشان‌هایی پایین‌تر از سطح CBE به شیوه نسبتاً غیرتبعیض‌آمیز استفاده می‌شوند، اما خود (CBE)یا (CMG) به‌طور تقریباً خودکار در هنگام ارتقا به سطح دستیار منشی (Assistant Secretary) اعطا می‌شود. منشیان ارشد (Under Secretaries) می‌توانند انتظار دریافت نشان فرماندهی در معتبرترین نشان «حمام» (Order of the Bath) یا CB را داشته باشند، در حالی که کسانی که به مقام معاون منشی (Deputy Secretary) ارتقا می‌یابند، برای دریافت عنوان شوالیه در نشان «حمام» (KCB) در موقعیت مناسبی قرار دارند، و کسانی که به ارائه خدمات در این سطح ادامه دهند، ممکن است به مقام شوالیه بزرگ صلیب (GBE) برسند.»

آنچه مدارس عمومی و دانشگاه‌های باستانی برای فرزندان نخبگان انجام می‌دهند، مجلس اعیان (House of Lords) برای بسیاری از مردان موفق در سنین بالاتر انجام می‌دهد. «مجلس اعیان فراتر از یک نماد صرف است؛ این نشانه ملموسی از پایداری سلسله‌مراتب اجتماعی در بریتانیا است؛ و تا حدی محل گردهمایی افرادی است که به شاخه‌های مختلف دنیای مدیریتی و حرفه‌ای تعلق دارند. عنوان اهمیت دارد، اما خود باشگاه نیز مهم است. مجلس عالی نه تنها سکویی برای ژنرال‌ها، بازرگانان، وکلا، مدیران و سیاستمدارانی که عضو اشراف شده‌اند فراهم می‌آورد، بلکه حتی برای دیگران نیز مفید است، زیرا به آن‌ها امکان می‌دهد دیدگاه یا منافع خود را دفاع کنند اگر نظراتشان مورد حمله قرار گیرد یا منافعشان تهدید شود.»10

سیاست‌ها به واسطه گردهمایی‌های رسمی و غیررسمی مانند کنفرانس‌ها، عضویت در باشگاه‌های لندن، و برنامه‌های اجتماعی شامل شام و مهمانی‌ها که میان سیاستمداران گذشته و حال، رهبران اقتصادی و اجتماعی و کارمندان دولت برگزار می‌شود، تکامل می‌یابند. این انسجام اجتماعی به‌طور طبیعی به خویشاوندی نیز منجر می‌شود. «این امر به دلیل آن است که افرادی که در محافل نخبگان و زمینه‌های رسمی با یکدیگر تعامل مکرر دارند، احتمال بیشتری دارد که شریک زندگی خود را از میان خانواده‌های افرادی که با آن‌ها تعامل دارند انتخاب کنند تا از سایر محافل اجتماعی.»11

به‌واسطه تحصیلات و مدارس عمومی، می‌توان گفت که ساختار اجتماعی گویا محکوم به سکون دائمی است. این امر اساساً به این دلیل است که «مشاغل تا حدی به تحصیلات و تا حدی به ارتباطات خانوادگی بستگی دارند. درآمدها تا حد زیادی به مشاغل وابسته است. در همین حال، درآمدهای بالا به والدین امکان می‌دهد فرزندان خود را به مدارس بهتر بفرستند و بنابراین افق‌های شغلی بهتری برای آن‌ها فراهم کنند.»12

این شبکه از گروه‌های با وضعیت غالب که ناشی از خانواده و تحصیلات است، «تشکیلات» (establishment) نامیده می‌شود. این گروه شامل افرادی است که حول کلیسای انگلستان، مدارس عمومی، دانشگاه‌های باستانی، دولت، حرفه حقوقی، شهر لندن و هنگ‌های گارد متمرکز هستند. همان‌طور که مشاهده شد، «قدرت سیاسی در بریتانیا در دست طبقه اجتماعی غالب متمرکز است؛ طبقه‌ای که دیدگاه‌ها و ارزش‌های سنتی طبقه زمین‌دار را به زمان حاضر منتقل کرده است.»13 و.ل. گاتسمن، نویسنده کتاب‌های «طبقه حاکم انگلیس» و «نخبگان سیاسی بریتانیا»، استدلال کرده است که «در همان اندازه که تشکیلات به تصاحب موقعیت‌های سطح بالای نظام سیاسی ادامه می‌دهد و به فرزندان خود در دستیابی به موقعیت‌های مشابه کمک می‌کند، هسته یک ‘طبقه حاکم’ را تشکیل می‌دهند.»14

با این حال، اگرچه الگوی بنیادی قدرت نخبگان به واسطه تغییرات مختلف در اقتصاد، مانند رشد مالکیت نهادی سهام و افزایش تمرکز اقتصادی، تغییر نیافته است، شیوه غیررسمی عملکرد تشکیلات به تدریج با روش‌های رسمی‌تر جذب و نمایندگی سیاسی تکمیل شده است که بعداً بررسی خواهد شد.

«در طول قرن نوزدهم، انگلستان تقریباً تمامی اصلاحات مدنی و سیاسی اساسی را به‌طور مسالمت‌آمیز و بدون شوک‌های خشونت‌آمیز اتخاذ کرد، در حالی که فرانسه برای دستیابی به آن‌ها از طریق انقلاب بزرگ هزینه‌های سنگینی پرداخت. بی‌تردید، مزیت بزرگ انگلستان در انرژی بیشتر، خرد عملی بالاتر و آموزش سیاسی بهتر طبقه حاکم آن بود.»15 این سخنان گائتانو ماسکا در سال ۱۹۲۳ است.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!