قدرت و نظریه نخبگان
«سازمان سلسلهمراتبی شفاف و تعیین دقیق مسئولیتها موجب میشود دستورات از سطح بالای دولت – یعنی وزرا و مقامهای عالیرتبه – به سطوح پایینتر، یعنی مأموران محلی که تصمیمات را در میدان اجرا میکنند، بهنرمی جریان یابد.»12
به بیان دیگر، هر شهروند در برابر دولتی کاملاً سازمانیافته قرار دارد و تا زمانی که دولت بخواهد، میتواند در هر عرصهای از زندگی او مداخله کند.
سازماندهی کارآمد دولت الزاماً محدود به اجرای تصمیمات قانونگذاران نیست.
در بسیاری از موارد، بوروکراسی توانسته است قدرت تصمیمگیری و سیاستگذاری را از اقتدار رسمی سیاسی (de jure authority) بهدست گیرد.
این امر از تخصص فنی و دانش حرفهای کارمندان عالیرتبه ناشی میشود.
هر مقام دولتی بر اساس صلاحیت فنی و تجربهی تخصصی خود منصوب و ارتقا مییابد.
بهعنوان نمونه، کارمندی که سالها در وزارت تجارت و صنعت فعالیت کرده است، بهمرور در زمینهی روابط صنعتی، منافع گروههای تولیدی و فرآیندهای اقتصادی دانش و درک عمیقی پیدا میکند.


