قدرت و نظریه نخبگان

قدرت و نظریه نخبگان

علاوه بر بوروکراسی، ابزار دیگری برای کنترل نیز وجود دارد که آن اقناع است. فعالیت‌های دولت همیشه مبتنی بر زور و استفاده از سلاح نیست؛ روش‌های کم‌هزینه‌تر نیز وجود دارد، یعنی استفاده از کلمات. اغلب اوقات، دولت‌ها درگیر صحبت کردن، نوشتن، گوش دادن و مطالعه هستند. افراد صاحب قدرت با حجم وسیعی از پیام‌ها مواجه می‌شوند؛ پیام‌هایی که شامل واقعیت، تحلیل، توصیه و حتی دروغ هستند و خودشان نیز به همان شکل پاسخ می‌دهند. آن‌ها همچنین تشنه اطلاعات هستند. به عنوان مثال، «یک مقام که باید در مورد سیاست پولی تصمیم‌گیری کند، به افرادی وابسته می‌شود که بتوانند پیچیدگی‌های جریان پول و اعتبار را برای او توضیح دهند، و این فرایند ممکن است ساعت‌ها طول بکشد.»16 اقناع بخش زیادی از فرایند تنظیم متقابل قدرت‌ها را بر عهده دارد؛ واقعیت، تحلیل، ایده و اطلاعات نادرست حتی بدون قصد اثرگذاری، بر تصمیمات تأثیر می‌گذارند، زیرا همه ما به طور مداوم به برداشت‌های خود از جهان اطراف واکنش نشان می‌دهیم. اقناع تنها به سیستم‌های قدرت محدود نمی‌شود، بلکه بر همه حوزه‌های رفتار انسانی اثر می‌گذارد، زیرا انسان موجودی آگاه و متفکر است.

با این حال، دو رویکرد اصلی برای توصیف سیستم سیاسی وجود دارد. برخی معتقدند که سیستم سیاسی سیستم سایبرنتیکی ارتباط و بازخورد است و برخی دیگر تمام تعاملات انسانی را تحت مفهوم گسترده‌ی اقناع توصیف می‌کنند. از نظر آن‌ها، اقناع به عنوان یک ابزار کنترل اجتماعی، نقشی تعیین‌کننده مشابه مبادله در سیستم بازار یا اقتدار در دولت ایفا نمی‌کند.

با این حال، به گفته لیندلوم در کتاب «سیاست و بازار»، «تبلیغات یکی از دو برنامه جامع اقناع است که تا قرن بیستم دیده نشده بود؛ برنامه‌ای پیوسته، هدفمند و گسترده با منابع عظیم.» برنامه دوم، یک برنامه متمرکز و وسیع برای شست‌وشوی مغزی سیاسی است.17 «اقناع از نوع دوم، ابزار اصلی توتالیترهاست؛ یا به بیان دیگر، تلاشی برای ایجاد اقتداری بی‌حد و مرز توسط نخبگان است که حتی قدرت کلیسا، اتحادیه‌های کارگری، انجمن‌های محلی، مدارس و خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این قالب، اقناع به عنصر تعیین‌کننده کل سیستم نزدیک می‌شود.»18

فاشیسم آلمان و ایتالیا را می‌توان مطابق توصیف توکویل، به‌عنوان نظامی منظم، پیش‌بینانه و ملایم توصیف کرد. «این سیستم با استفاده از شست‌وشوی مغزی، ذهن انسان‌ها را به گونه‌ای تسخیر کرد که داوطلبانه کارهایی را انجام دهند که کنترل سخت نیاز نداشت.»19 تقریباً ۱۵۰ سال پیش، توکویل فاشیسم آلمان و ایتالیا را پیش‌بینی کرده بود و این پیش‌بینی می‌تواند در مورد کمونیسم نیز صادق باشد.

دولت‌های کمونیستی نیز احتمالاً در سراسر جهان گسترش خواهند یافت، زیرا اگر فاشیسم با استفاده از چنین روش‌هایی موفق شد، دلیلی وجود ندارد که کمونیسم نتواند موفق شود.

شایان ذکر است که دموکراسی مادر فاشیسم است. ابتدا دموکراسی روشی برای کنترل اقتدارگرایانه بود که به سن دموکراسی پاسخ می‌داد. وقتی شهروندان آموزش دیده، آگاه و بلندپرواز شدند و خواستار دموکراسی شدند، حاکمان اقتدارگرا تلاش کردند آن‌ها را متقاعد کنند که دموکراسی لازم نیست. اگر خواست‌های دموکراتیک تحریک نمی‌شد، فاشیسم هرگز متولد نمی‌شد.

در نهایت، ایده‌ها و باورهای جمعی همراه با عوامل مادی، اساس یکپارچگی اجتماعی و هدف کنترل اجتماعی را تشکیل می‌دهند. با این حال، لازم است توجه شود که عوامل مادی تنها زمانی اهمیت دارند که تحت تأثیر عقاید، باورها و احساسات باشند، وگرنه اهمیت چندانی ندارند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!