نظریه نخبگان

نظریه نخبگان

از آنجا که قدرت در دستان تعداد کمی از مسئولین نهادی در ایالات متحده و هم مسئولین نهادی و هم مبتنی بر طبقات در بریتانیا قرار دارد آنها تمایل دارند از زندگیهای مشابهی بیابند و مسیرهای مشابهی را از طریق آموزش طی کرده باشند. علاوه بر این زمینه های مشترک آنها در ارزشهای مشترک منعکس میشود – ایده هایی از آنچه که مهم است و آنها جهان را به شیوه مشابهی میبینند و به دنبال راه حلهای مشابهی برای مسائل هستند.

در این موقعیت دموکراسی را میتوان به یک رویداد ورزشی تشبیه کرد که در آن همه احزاب در رقابت برای پیروزی هستند برای به دست آوردن قدرت آنها باید رای دهندگان را متقاعد کنند که از آنها به جای رقبای دیگر حمایت کنند برای این کار معمولاً سعی میکنند نشان دهند که آنها در راستای منافع ملی و برای نفع گروه های مختلف جامعه کار می کنند.

به گفته این دیدگاه رای دهندگان به عنوان داور در این رقابت عمل میکنند. گروهی که بیشترین جذابیت را پیدا کند پیروزی را به دست می آورد. با این حال این مشاهده ساده برای سیاستمداران به یک کار خطرناک تبدیل میشود آنها باید به رأی دهندگان شواهد مثبت کافی نشان دهند که حزبشان بهترین دولت خواهد بود اما در عین حال باید به اندازه کافی بی طرف بمانند تا کمترین تعداد رای دهندگان را ناراحت کنند و در عین حال آزادی عمل خود را در صورت به دست آوردن قدرت سیاسی حفظ کنند.

به گفته شوامپیتر دموکراسی یک ترتیب نهادی برای رسیدن به تصمیمات سیاسی است که در آن افراد از طریق یک رقابت برای کسب رای مردم قدرت تصمیم گیری را به دست می آورند. نکته اصلی قدرت تصمیم گیری است و بنابراین دموکراسی مؤثرترین روش سازمان دهی حکومت نخبگان سیاسی در جامعه های مدرن و توسعه یافته است.

چون این کار درباره تصمیم گیری سیاسی و تطبیق تاریخی در بریتانیا در ارتباط با «پایان امپراتوری است میتوان از این بحث درباره نظریه نخبگان و ارتباط آن با سیستم دموکراتیک و هر سیستم دیگری نتیجه گیری کرد که فرقی نمیکند که فرد برای حزب محافظه کار رای دهد یا حزب کارگر، زیرا در هر دو حالت در مورد حکمرانی توسط یک نخبه سیاسی تغییری ایجاد نمی شود.16

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!