نهاد امپریالیسم کارگری و صیانت از قدرت و منافع بریتانیا در فرایند استعمارزدایی: رویکرد آتلانتیک‌گرایی بویین در سیاست خارچی دو حزبی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، ذیل چتر دفاع هسته‌ای آمریکا

نهاد امپریالیسم کارگری و صیانت از قدرت و منافع بریتانیا در فرایند استعمارزدایی: رویکرد آتلانتیک‌گرایی بویین در سیاست خارچی دو حزبی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، ذیل چتر دفاع هسته‌ای آمریکا

در جلسات بین آخرین نایب‌السلطنه و جناح، دستاورد کمی حاصل شد. این امر ناشی از رفتار سرسختانه جناح و تجربه ناکافی او در مذاکرات سخت بود. با این حال، نایب‌السلطنه در برخورد با کنگره موفقیت قابل توجهی داشت.24

لرد ماونت‌باتن، ظرف دو هفته پس از ورود خود به هند در مارس ۱۹۴۷، نتیجه گرفت که «نیاز به راه‌حل بسیار فوری‌تر از آن چیزی است که در لندن به نظر می‌رسید و اینکه مهلت ژوئن ۱۹۴۸، نه تنها زمان کافی نیست، بلکه بسیار دور است.» بنابراین، نایب‌السلطنه تاریخ خروج را به اوت ۱۹۴۷ پیش‌اندازی کرد. با اتخاذ چنین اقدامی، او از وقوع جنگ داخلی خونین در شبه‌قاره هند جلوگیری کرد. این شامل اجرای طرح تقسیم برای تأمین خواسته لیگ مسلمانان و ایجاد کشور پاکستان بود.

برای نظارت بر تقسیم کشور، هم کنگره و هم لیگ مسلمانان در یک دولت موقت شرکت کردند. در اوایل ژوئن، طرح تقسیم برای دو کشور جدید هند و پاکستان رسماً اعلام شد. در ژوئیه ۱۹۴۷، قانون استقلال هند (India Independence Act) به‌سرعت از طریق پارلمان بریتانیا تصویب شد. در ۱۵ اوت ۱۹۴۷، هند و پاکستان استقلال خود را به دست آوردند. پاکستان از شرق بنگال، پنجاب غربی، سند و بلوچستان تشکیل شد. حدود … نفر نهایتاً در پاکستان و ۳۲۰٬۰۰۰٬۰ نفر در هند قرار گرفتند. مهاجرت گسترده هندوها از قلمرو تعیین‌شده برای پاکستان و مسلمانان از قلمرو هند رخ داد. مهاجمان و فرمانداران محلی مانند مهاراجه‌ها، راجه‌ها و نیزام‌ها به مناسب‌ترین دولت جدید پیوستند.

در پاکستان، محمد علی جناح به مقام فرماندار کل (Governor-General) رسید. لرد ماونت‌باتن به طور موقت فرماندار کل هند شد و نهرو نخست‌وزیر شد. گاندی، که مردم را پشت کنگره بسیج کرده و تا آخرین لحظه برای جلوگیری از خشونت‌های مذهبی تلاش کرده بود، پنج ماه پس از استقلال توسط یک افراطی هندو ترور شد. جناح در اواخر ۱۹۴۹ درگذشت. همان‌طور که در فصل سوم این پایان‌نامه نشان داده شد، در سال ۱۹۴۹ نیز مصالحه‌ای به سبک بریتانیایی انجام گرفت. هرچند هندی‌ها تصمیم گرفتند در هم‌سویی با هم‌کمیته کشورهای مشترک‌المنافع (Commonwealth) بمانند، اما خواستار جمهوری بودن خود شدند. برای پاسخ به این تقاضای جمهوری، دولت بریتانیا با مشورت نخست‌وزیران کشورهای مشترک‌المنافع در کنفرانس ۱۹۴۹، فرمول جدیدی ارائه داد. نوآوری اصلی، توصیف پادشاه به‌عنوان «رئیس کشورهای مشترک‌المنافع» بود. بدین ترتیب، ظرف دو سال پس از استقلال، هند می‌توانست عنوان پادشاه بریتانیا را به این شکل کاهش دهد، مشروط بر اینکه منافع کشورهای مشترک‌المنافع حفظ شود. هند به‌عنوان یک مزیت اقتصادی برای بریتانیا تلقی می‌شد و به همین دلیل، بریتانیا واکنش نشان داد تا رابطه نزدیکی با آن کشور حفظ کند.

پیشرفت به سمت استقلال هند، همان‌طور که پیش‌بینی شده بود، راه را برای همه مستعمرات، ابتدا در آسیا، سپس در آفریقا و در نهایت در سایر مناطق، برای پیشروی به سمت استقلال هموار کرد. حرکت‌های بعدی برای استقلال در برمه و سیلان در آسیا رخ داد. درباره برمه، باید گفت که این کشور هرگز اجازه نداد بریتانیایی‌ها پس از شکست ژاپنی‌ها کاملاً بازگردند. می‌توان گفت شکست ناگهانی بریتانیایی‌ها در سنگاپور در سال ۱۹۴۲، تشویقی برای تمام مستعمرات برای تلاش جهت کسب استقلال بود. پروفسور کارینگتون این‌گونه بیان کرده است: «تصرف سنگاپور توسط ژاپنی‌ها در فوریه ۱۹۴۲، فاجعه‌ای بسیار بزرگ‌تر برای کشورهای مشترک‌المنافع و امپراتوری به‌طور کلی و به تبع آن برای بریتانیایی‌ها به‌عنوان یک قدرت امپریالیستی بود تا تخلیه دانکرک.»25

برمه در ژانویه ۱۹۴۸ جمهوری شد و از کشورهای مشترک‌المنافع خارج شد. تعداد کمی از مستعمرات آسیایی، مانند سیلان و مالایا، تجربه سیاسی داشتند. بنابراین، بریتانیا با حرکت آن‌ها به سمت استقلال مخالفتی نکرد. برای مثال، روند استقلال سیلان چشمگیر نبود. یک ماه پس از آن که برمه به استقلال کامل رسید، سیلان به یک قلمرو (Dominion) در چارچوب کشورهای مشترک‌المنافع تبدیل شد، اما بریتانیا تعدادی از پایگاه‌های دریایی خود را که در دوران کنترل سیاسی جزیره نگه داشته بود حفظ کرد و تنها در سال ۱۹۵۷ آن‌ها را تخلیه کرد. الگوهای مشابهی برای اعطای استقلال به هند در سایر مستعمرات آسیایی اجرا شد.

با این حال، روند دستیابی به استقلال سیاسی برای مستعمرات در سایر بخش‌های امپراتوری بریتانیا، مانند شرق آفریقا و سایر مناطق، به اندازه مستعمرات آسیایی روان نبود. این عمدتاً به این دلیل بود که سیاست‌گذاران در لندن تمایلی به به رسمیت شناختن مشروعیت رهبران ملی محلی نداشتند.

تا سال ۱۹۵۱، زمانی که دولت کارگر در انتخابات عمومی شکست خورد، تحول عظیمی در امپراتوری رخ داده بود. دولت کارگر به‌طور مؤثر قدرت را به حدود … میلیون نفر منتقل کرده و کشورهای مشترک‌المنافع مدرن شکل گرفته بودند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!