ایالات متحده آمریکا و انگلستان پس از جنگ جهانی اول- پیروزی بدون صلح 1920-1917
از آن نگران بود که اگر آلمان مقدار زیادی از خاک خود را از دست دهد، این خود باعث جنگ در آینده خواهد شد، و همچنین به گسترش بولشویکزم سرعت خواهد داد. برخلاف فرانسه، منافع اصلی بریتانیا در خارج از اروپا بود. بریتانیا خواستار آن بود که موقعیت آلمان را به عنوان یک قدرت جهانی از بین ببرد: مستعمرات آلمان را از دست او درآورد و از آن خود داشته باشد، چیره شود بر روی نیروی دریایی نظامی و تجارتی آلمان و موقعیت امپراتوری بریتانیا را حفظ نماید.
در آوریل ۱۹۱۹ ویلسون، لوید جورج، و کلامنسو به طور مساوی شرایطشان به شمار میرفت. بریتانیا و فرانسه خیلی کمتر متکی به آمریکا بودند حالا که جنگ تمام شده بود و اهرم ویلسون خیلی کاسته شده بود. لوید جورج و کلامنسو بیشتر با افکار عمومی در کشورشان هماهنگ بودند تا ویلسون، و این موقعیت و موضع مذاکراتشان را محکمتر نمود. لوید جورج مذاکرات را حرکت داد به شورای کوچک چهار کشور که شامل بریتانیا، آمریکا، فرانسه و ایتالیا میشد. در آنجا خبری از مشاورها، سکرترها نبود، و این اوضاع سریعتر نمود، به طوری که به نفع اروپاییها درآمد در چارچوب سیستم مناظرهای پارلمانی. ذهن ویلسون گرچه از قدرت بالایی برخوردار بود، ولی آهستهتر، و کمتر دقیق و هماهنگ بود با اوضاع. در طول مذاکرات طولانی غیر رسمی در اواخر ماه مارس و اوایل ماه آوریل ۱۹۱۹ تاکیدها و اصرارهای ویلسون کم کم به حالت فرسودگی درآمده بودند.
در هر حال سازش، با این همه حرفها شیره و اصل دیپلماسی میباشند، و حالا باید همه به توافق برسند و قرارداد صلح امضا گردد. اروپا در شرایط سقوط و اتفاقات انقلابی
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32