از امپراتوری بریتانیا تا کشورهای مشترکالمنافع مدرن
برخی از مستعمرات آسیایی، تجربهی سیاسی قابل توجهی داشتند؛ ازاینرو بریتانیا نیز با خرسندی اجازه داد آنان با سرعت بیشتری در مسیر هند گام بردارند. سیلان (سریلانکا امروزی) در طول قرن بیستم شاهد آمادگی سیاسی گستردهای بود؛ بهگونهای که تا سال ۱۹۳۱ مجلس قانونگذاری تقریباً بهطور کامل انتخابی و با حق رأی عمومی تشکیل شد. این کشور در سال ۱۹۴۸ به استقلال دست یافت و برمه (میانمار) نیز در همان سال مستقل شد. در شبهجزیرهی مالایا، در سال ۱۹۴۸ فدراسیونی سیاسی برای تقویت ساختار حکمرانی تشکیل گردید. این اقدام با گسترش اصل انتخاباتی در سطوح ایالتی و فدرال همراه بود و در سال ۱۹۵۷ استقلال کامل اعطا شد. مالایا در سال ۱۹۶۳ با پیوستن سنگاپور (بهطور موقت) و ایالات بورنئو (ساراواک و بورنئوی شمالی که بعداً به صباح تغییر نام یافت) به مالزی گسترش یافت.
اما پرشتابترین روند رشد سیاسی در آفریقا رخ داد. ساحل طلا (Gold Coast)، که بعدها غنا نام گرفت، پیشگام این مسیر بود. در سال ۱۹۴۶، این کشور به نخستین شورای قانونگذاری در آفریقای بریتانیایی تبدیل شد که اکثریت اعضای آن آفریقایی بودند. از دههی ۱۹۲۰، ساحل طلا، سیرالئون و جنوب نیجریه دارای نظامهای نیمهانتخابی بودند؛ و در سال ۱۹۴۷ کل نیجریه نیز به شورای نیمهانتخابی دست یافت. کوامه نکرومه و حزب او، یعنی حزب همبستگی مردم(CPP)، توانستند با بهرهگیری از صندوق رأی، موجی از شور سیاسی و ملیگرایی را برانگیزند.6
نخبگان سیاسی بریتانیا به سرعت دریافتند که نمیتوانند با زندانی کردن این رهبر کاریزماتیک، شعلهی ملیگرایی را خاموش کنند. ازاینرو، در سال ۱۹۵۲، نکرومه بهعنوان نخستوزیر منصوب شد؛ دو سال بعد، کابینهای کاملاً آفریقایی زمام امور را در دست گرفت و در سال ۱۹۵۷ استقلال رسمی به دست آمد.
به دنبال آن، چهارده کشور جدید آفریقایی بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۸ متولد شدند. در مناطقی نظیر قلمروهای سهگانهی عالیکمیسری (بچوانالند، باسوتولند و سوازیلند)، زنگبار و سومالیلند که نفوذ بریتانیا در آنها نسبتاً محدود بود، هیچگونه آمادگی سیاسی چشمگیری برای ساکنان بومی وجود نداشت.
در دههی ۱۹۴۰، تحولات سیاسی در هند غربی (West Indies) که در قرن نوزدهم به شدت متنوع و پراکنده بود، بار دیگر از سر گرفته شد. «اصل انتخاباتی بهتدریج به مستعمراتی بازگردانده شد که در سالهای پیشین آن را از دست داده بودند، و در مستعمراتی چون جامائیکا و باربادوس که پیشتر تا حدی انتخابات برگزار میکردند، دامنهی این اصل گسترش یافت.»7
در سال ۱۹۴۴، مجلس پایینی در جامائیکا تأسیس شد که تمامی اعضای آن از طریق رأی همگانی انتخاب میشدند و اختیار نسبی خودگردانی داخلی را در دست داشتند. این نظام در اواخر دههی ۱۹۵۰ گسترش یافت.
جامائیکا و ترینیداد و توباگو در سال ۱۹۶۲ به استقلال رسیدند. اندکی بعد، گینهی بریتانیا و باهاما نیز در سال ۱۹۶۶ استقلال یافتند. در ادامه، باهاما در سال ۱۹۷۳ و گرانادا در سال ۱۹۷۴ به استقلال دست یافتند.
برخی از جزایر کوچکتر، تمایلی به ادارهی مستقل نداشتند. ازاینرو، هرچند در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ طی مراحلی به برگزاری انتخابات دموکراتیک و خودگردانی داخلی روی آوردند، همچنان ترجیح دادند در زمینهی دفاع و سیاست خارجی تحت حمایت بریتانیا باقی بمانند. «در سال ۱۹۶۷ این ترتیبات بهصورت رسمی مشخص گردید و مستعمراتی چون آنتیگوا، دومینیکا، سنتکریستوفر، نیویس، آنگویلا، سنتلوسیا و سنتوینسنت وضعیت «وابستگی» یا ارتباط ویژه با بریتانیا را پذیرفتند.»8


