از امپراتوری بریتانیا تا کشورهای مشترکالمنافع مدرن
در منطقهی اقیانوس آرام، بهجز ساموای غربی، تحولات سیاسی در قرن بیستم از بیشتر قلمروها عبور کرد و به کندی پیش رفت. «نیوزیلند در سال ۱۹۲۰ ساموا را به عنوان قلمرو تحت قیمومت جامعهی ملل به دست آورد و اندکی پس از آن، جنبش ملیگرایانهای در میان سامواییها شکل گرفت. در سال ۱۹۴۷ دولت نیوزیلند با این جنبش همراهی نشان داد و یک مجلس قانونگذاری انتخابی تأسیس کرد — اقدامی که یکی از نخستین گامهای قانونگذاری در تاریخ استعمارزدایی بهشمار میرفت.»9
در نهایت، ساموا در سال ۱۹۶۲ به استقلال کامل دست یافت.
در همین زمان، جزایر کوک نیز توسط نیوزیلند برای دستیابی به کنترل محلی گسترده آماده شدند. این روند در سال ۱۹۶۵ منجر به اعطای خودگردانی کامل داخلی گردید، هرچند این جزایر ترجیح دادند در ارتباط رسمی با نیوزیلند باقی بمانند؛ زیرا استقلال کامل را متناسب با شرایط خود نمیدانستند.
در سال ۱۹۶۸، نائورو که دیگر قلمرو تحت قیمومت بود، به استقلال رسید. در فیجی، اختلافات عمیق قومی میان اکثریت هندی مهاجر و اقلیت بومی فیجیایی موجب کندی در روند توسعهی سیاسی شد.
بااینحال، مجموعهای از مذاکرات در دههی ۱۹۶۰ بریتانیا را بر آن داشت تا مقدمات استقلال این کشور را فراهم آورد و سرانجام فیجی در سال ۱۹۷۰ به استقلال دست یافت. در همان سال، تونگا نیز از وضعیت دولت تحتالحمایهی بریتانیا خارج شد و استقلال کامل خود را بهدست آورد.
پاپوا گینهی نو، بزرگترین قلمرو در منطقهی اقیانوس آرام، مسیر بسیار آرام و تدریجیای را در زمینهی توسعهی سیاسی طی کرد. علت این امر آن بود که «حتی در دههی ۱۹۵۰ بخشهایی از نواحی کوهستانی داخلی آن برای نخستین بار تحت کنترل دولت قرار گرفته بود؛ ازاینرو، مدیران استرالیایی به سیاستی از توسعهی آهسته و پدرسالارانه روی آوردند. رویداد خونین در کنگوی بلژیکی در اوایل دههی ۱۹۶۰ نیز بر این باور افزود که باید با صبر و احتیاط عمل کرد.»10
بنابراین، استرالیا تمایلی به ترک این قلمرو نداشت و هیچ برنامهای برای خروج تا قرن آینده در نظر گرفته نشده بود. با این حال، اصل انتخاباتی در سال ۱۹۶۴ معرفی گردید. اما موج بینالمللی ناسیونالیسم در دههی ۱۹۷۰ ناگهان پاپوا گینهی نو را نیز دربرگرفت و دولت استرالیا را وادار کرد تا سیاست خود را تغییر دهد. در نتیجه، استقلال در سال ۱۹۷۵ اعطا شد — حتی پیش از آنکه رهبران محلی رسماً آن را درخواست کنند.
قلمروهای بریتانیایی گیلبرت و الیس و همچنین حمایتشدگان جزایر سلیمان تا دههی ۱۹۶۰ توجه چندانی به الگوهای سیاسی غربی نشان نداده بودند. «ساختارهای سنتی اقتدار، کموبیش به همان شکل پیشین خود عمل میکردند، هرچند جنبشی سیاسی در یکی از جزایر سلیمان با نام Marching Rule نشانهای از نارضایتی از حاکمیت خارجی—حتی اگر بسیار محدود بود—به شمار میرفت.»11
با این وجود، در دههی ۱۹۶۰، اصلاحات محدودی بر پایهی اصول دموکراسی غربی اعمال شد، هرچند انتظار میرفت الگوهای سنتی سیاسی همچنان حفظ شوند.


